من و شوهرم دوساله باهم مشکلات خیلیییییی زیادی داریم و کاملا باهم سردیم جوری که اون با خانواده ی من قطع رابطه کرده، منم فقط بخاطر اینکه بهونه دستش نیوفته و بچه هامو بدون من جایی نبره به اجبار چندوقت یبار تو خانوادش حاضر میشم، یه ماه پیش نادرشوهرم یه هفته اومده بود خونمون و منم دوروز آخر مسموم شدم و راهی بیمارستان شدم و چون تو خونه ی خودم حتی حالمو نپرسید باهاش سرسنگین شدم و فقط سلام میدادم، آخری مادرشوهرم قهرکرد و به کل فامیل گفت عروسم بیرونم کرده ، حالا همگی باید بریم تولد بچه برادرشوهرم و مادرشوهرم اونجا نمیخواد ج سلاممو بده😔 کل فامیلم چون با شوهرم مشکل دارم رفتارشون بی نهایت با من سرسنگینه و شوهرمم که طرف مادرشه و بچه هامم بابایی هستن و پی بازی ، نمیتونمم نرم ، بقدری تنها خواهم بود که حتما ضایع میشم😭 چه کنم؟
خب تو مدت ۵ ال ۶ ساعت حتی یه ربعشم هیشکی پیشم نیستو باهام حرف نمیزنه توی ۲۰ متر جا ، همه باهم میحرفن و خوشن و من وافعا تنهام ، حتی بخوامن بچه هام نمیان پیشم چون مشغول بازی هستن