باز تو جلو میشینی من که جلو جای مادرشوهرمه من وسط اونا بزور جا میشم
من شانسی که اوردم ابن بود ... سر این گیر و دار دعوا های بیرون پدرشوهرم رفت ماشین خرید و مادر شوهرم نفرین کرد و گفت پامو تو ماشینتون نمی ذارم !!!! منم از خدا خواسته 😂!! و الان با خودشون می رن و شوهرم میگه از وقتی یابام ماشین خریده راحت شدم چون قبلا اژانس اونا بودم !!! حالا خوبه خودش قبول داره!!!