2777
2789
عنوان

مادرشوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 795 بازدید | 92 پست
دقیقا منم عین توهم چکار میکنی که حداقل اعصابتو اروم کنی؟ باورت میشه از تابستونا بدم میاد چون مادرشوه ...

من دوستم گوشیه فقط سر خودمو گرم میکنم  و تحمل میکنم ،یه وقتایی با شوهرم بحثم میکنم ولی میبینم بی فایده اس سکوت میکنم مریض شدم ... به امید روز رهایی نشستم فقط  

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

قبل من مادرش رامش کرده بعدفرستاده خاستگاری منه بیچاره

حالا چرا نمیذاره تو بری بیرون چ بی معرفته...بعدشم چندبارخواست مادرشو زنگ بزنه بلوا راه بنداز ول میکنه البته بلوای جنجالی نه با سیاست عصبی شو

تنها تنها تنها راحش اینه .... باید یه کاری کنی که با تو بهش خوش بگذره قلقشو پیدا کن ... ببین چج ...

نه بابا اتفاقا مامانش بد اخلاقه همش غر میزنه اذیت میکنه نمیزاره تو مسافرت ی چیزی بخریم بخوریم گردش بریم واسه بچه مون اسباب بازی بخریم.شوهرم همش حرصش میگیره حتی بحثشونم میشه شوهرمم قبول داره مامانش اخلاقش بده ولی چون شوهرنداره وظیفه خودش میدونه بهش برسه.مادرشوهرم پسرای دیگه ای هم داره اونا میبینن شوهرم اینجوریه سو استفاده میکنن وگرنه اگه همسرم اینجوری نمیکرد اونا هم بهش میرسیدن ماهم اندازه خودمون بهش میرسیدیم به زندگیمونم میرسیدیم

نه بابا اتفاقا مامانش بد اخلاقه همش غر میزنه اذیت میکنه نمیزاره تو مسافرت ی چیزی بخریم بخوریم گردش ب ...

خدا صبرت بده ...‌ واقعا سخته ... 

ولی ایتجا مقصر همسرت هست که بایددبه بقیه خواهر برادرا بگه و تقسیم کنه !!! 


خیلی سخته ... خیلی ... 

دقیقا منم عین توهم چکار میکنی که حداقل اعصابتو اروم کنی؟ باورت میشه از تابستونا بدم میاد چون مادرشوه ...

دیشب تو بارون شدید رفتیم پارک ارم !!! سگ توله خواهرش پارک دلش  میخواست با اینمه میدونستن بارونه به هیچ کسم نگفتن هرهرم‌کیخندیدن میگفتن ما میدونستیم بارون و طوفان هست!! بدون اینکه به من بگن شوهرم برنامه ریخته... حالا دو روز قبلش صبح تا شب تو‌ جاده بودیم که ابجی نکبت اش نظر داده از تهران بریم فلان قبرستون تو این شلوغی عید فطر همه جا قیامت ، خسته کوفته تو افتاب سوختم پول بنزین پدرشوهرمم شوهرم‌میده ،ببین تا کجا اذم‌جررر میخوره  از گرما هلاک شدم .دنبال کو..ن ننه باباش  همه جا میره مراقب باباش باشه چون مریضه تنها تو جاده نره ،پول دادنش یه طرف دنبال اینا  راه افتادن من  به زور یه طرف😵😵😵🤯🤯🤯🤯🤬🤬🤬

حالا چرا نمیذاره تو بری بیرون چ بی معرفته...بعدشم چندبارخواست مادرشو زنگ بزنه بلوا راه بنداز ول میکن ...

امروز راه انداختم هیچی نگفت رفت بیرون میدونم سکوت میکنه تا جمعه هفته آینده ی دفعه میگه بیا بریم بگردیم تاما حاضر شیم مامانشم میاره همیشه همینطوره

میگه اشتباه کردم دیگه چاره ای نداری بسوزو بساز


آره حتماً!خب برو باهاش مشاور...این که زندگی نمیشه...تو بمونی خونه ایشون بره عشق و حال...مادرش چرا باید تصمیم بگیره ایشون الان برای خودش بیرون میگرده بعد تعیین تکلیفم میکنه که نرید هفته بعد با من برید؟برده که نیستی...تو این زندگی تو داری نابود میشی خودتو نجات بده...

کاش تو بودی تو سرنوشتم،کاش فقط با خیالت طی نمیشد زندگی من،زیباترین روز برایم حتی یک روز زندگی با توست
منم همین طور خسته شدم

ادم بودن اشکال نداشت ادم تحمل میکرد ... ول شوهرم یه لا..شی به تمام معناست همیشه خدا هم طلبکارن  ، خانواده اشم یه مشت بدرد نخور بدتر از خودش... حیف از ماها که کنار ایناییم به خدا 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  13 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  13 ساعت پیش