بیا دیگه حوصله دوری ندارم...این من بی تو دیگه زوری ندارم...با اینکه میدونی خودت حق با کیه..بیا بگو از دل تو چجوری درارم ؟ میلرزه دلم به تو فک که میکنم... این خاطره هات منو ول نمیکنن...کاش هر جا که رفتیم عکس نداشتیم...که الان آینه ی دق نمیشدن... نخندیدم دیگه از ته دلم من.... حتی بعد تو یه بار...هر جا که پشتت خالی شد از همه... روشونم غمتو بزار..ببین چی ساختم از خودم... من زخمی حرفای مردمم..تو که خوب یادته منو..من،،بد نبودم بد شدم...بدتر از اینم بشم حق دارم! تو چی میدونی دربارم...بعد تو همه ی کوچه ها مُردن ..این خیابونا غم دارن
🤣😐💔الان دقیقن تو عنوان گفتی فان اینجوری اومدم🤣🤣🤣😁بعد متنو دیدم ایجور شدم😐
وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!...!!! پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشقم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!
وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!...!!! پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشقم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!