داداش کینه ایم هرگز نخواست مثل خواهر هام بیاد و مادرم رو ببینه و بفهمه مادرم چرا جدا شده پدرش چه شرطی پیش پای مادرم برای دیدن بچه هاش گذاشته؟ مادرم حسرت دیدن پسرش رو به گور برد پیش زن داداشم که خانم برادر تنی ام هست گفته بود کاش می تونستم رو بند بزنم و تو لباس گدا می رفتم پسرم رو می دیدم
پدر خواهر هام بهش گفته بود اگه میخوای بذارم بچه هات رو ببینی باید بعد طلاق با هام رابطه داشته باشی.خواهر م میگه بچه بودیم کلی ما رو از مادرمون و خانواده اش ترسونده بود