بیایید هر چی میخواهید بهم بگید چون حقمه. نتونستم با بارداریم کنار بیام. دیروز سقطش کردم. مادرم شیرش رو حلال نکرد. و بقیه سرزنشم میکنن. خودمم مثل روانی هام. بغض و خفگی نابودم کرده کاش بمیرم. دیگه دلمم باحال دخترام نمیسوزه. نمیخام زنده باشم. این همه بچه رو میخام چیکار. خدا غضبم کرده فرت وفرت حامله میشم برا. آرامش دلم دعا کنید شرایط سختی دارم. خودمم و بچه هام طرد شده ایم از طرف خونواده شوهرم. پانزده سال. رابطه نداریم اگه عقل الان داشتم نباید یه بچه میاوردم کل زندگیم اشتباه. بر خلاف خونواده ها ازدواج کردیم. نمیدونم تا کی باید تاوان پس بدم این همه بی مهری و بی محبتی.
ایران به خاک خسته تو سوگند،به بغض خفته دماوند😞که شوق زنده ماندن من به شادی تو خورده پیوند😞ایران اگر دل ترا شکستند،تو را به بند کینه بستند😞چه عاشقان بی نشانی که پای درد تو نشستند😞 😞😞😞😞😞😞ایران به شوق زندگی، در مرگ روئین تن شده😞مرد و زنش تلفیقی از ابریشم و آهن شده😞ایران پر است از عاشقان، این گنج های بیشمار😞مرزیست پر گوهر ولی، با رنج های بیشمار😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢حس ششم!!!!😷😷😷😷😷😷😷😷غیرت!!!!😷😷😷😷😷😷😷😷جن!!!!😷😷😷😷😷😷😷مرد خاله زنک!!!!😷😷😷😷😷😷😷😷😷😷دختر بچه شوهر کرده!!!!!😷😷😷😷😷😷😷مرد بچه باز!!!!😷😷😷😷😷😷😷😷رل 😷😷😷😷😷😷😷😷کراش😷😷😷😷😷😷😷کرونا!!!!!😷😷😷😷😷
همسرم از روز اول پشت من بوده. خوبه. ولی اونم خسته شده کم آورده. بنظرم عشق دروغه. تو انتخاب باید اول خونواده رو در نظر گرفت طرف هر چقدهم خوب باشه خونواده ش. بدر نخور و بی آبرو باشه هیچ فایده ندارد. دلم به حال سه تا دختر میسوزه با خودخواهیم وارد این دنیا زشت کردمشون
بپذیر و دیگه باخودت نجنگ از دستگاه جلوگیری استفاده کن و شاکر باش برای هرآن چیزی که داده و ازت گرفته و با زندگی نجنگ وقتی دیدی نمیتونی تغییرش بدی بسپار به خدا اون بهترین هارو میخواد حالام دیگه سقط شده و رفته دیگه خودزنی نکن و پیشگیری کن خودت رو ببخش و به زندگی ادامه بده ولی تکرار اشتباه رو نکن که این بد!
هیوووو: میدانم که میبینی میشنوی ؛تااین لحظه که تورا در درونم یافتم چیزی غیر ازمحبت و پناه و محافظت ندیدم ؛مرابارنج هایم تنها نگذار که من محتاجترینم به بودنت به حضورت به اراده ات و به خواسته ات؛من نمیتوانم تصمیم درست بگیرم و شجاعت و جسارت ندارم بین ماندن و رفتن گیر افتاده ام کمکم کن تا ازاین چرخه خارج شوم؛برکت باشد؛دوستت دارم مراببخش سپاسگزارم
نمیدونم جواب این آزمایشات درست باشه. اینا که خطا زیاد دارن. توی هفت هفته واقعا سن حاملگی پایین درصد خطا زیاده. بهم گفتن دختره ولی تصمیم خودم. به سقط بود. چون زندگی خودم هم داغونه. میخام دخترا رو. یه جایی برسونم. جدا شم. واقعا نیاز به آرامش دارم. بخاطر دخترام. توی این جهنم زندگی میکنم
عذاب وجدان نداشته باش که انداختیش.عذاب وجدان اونایی باید داشته باشن که بچه بی گناهو میارن تو این دنیا یک عمر باید تاوان بده.بعدم دختره که میمونه واسه پدرو مادر.قدرشونو بدون من عاشق دخترم .ازدواج نکردم ولی اگه یه زمانی خدا و شرایط جور شد از خدا دختر میخوام دو تا
بپذیر و دیگه باخودت نجنگ از دستگاه جلوگیری استفاده کن و شاکر باش برای هرآن چیزی که داده و ازت گرفته ...
دیروز سقط کردم نتونستم کنار بیام فقط اشک میریزم. تا حد مرگ. رفتم. خون زیادی ازم رفت. بستری یم کردن بردنم اتاق عمل. امروز مرخص شدم. توان راه رفتن ندارم. من تهران زندگی میکنم تک و تنهاییم. خونواده هامون همه شهرستان. خونواده خودم. مادرم امروز بهش گفتم. بهام قهر کرد. آخه چرا مادرم. اینقد. نادون. چرا پشت دخترش نیست مگه نمیبینه این خونواده چه بلاها به سرم نیاوردن مگه از دستشون فرار نکردم. اومدم تهران چندساله منو ندیدن اول زندگیم تشویقم کرد بچه بیارم چرا مثل مادرای عاقل. رفتار نکرد من بفهمم حقم نیست توی این زندگی. بدون. جشن و لباس و عروس و جهیزیه. در حالی که هم خوشگل بودم دانشجو. دانشگاه دولتی فقط چون قبل از ازدواج رابطه نصفه داشتم از سر ترس. الکی وانمود کردم عاشقشم. در حالی که خونوادم. خیلی شناخته و سرتر بودن. بخاطر آبروی خونوادم. بر خلاف میل دو تا خونداده بهاش ازدواج کردم الان که فکر میکنم هیچ اتاقی نیفتاده بود. فقط ترس شدید باعث شد تن به این ازدواج بدم
مگه نمیگی بدن و اذیتت کردن چرا بچه میاری چرا ناراحت اینی که پسر نداری بهتر نیست این چرخه رو قط کنی و ازاین خانواده یی که ظالم یادشون میکنی پسر نیاری اصلا و مادرت حق داره چون بچه ای که بزرگش کرده چون جنین دختر بوده سقطش کردی
هیوووو: میدانم که میبینی میشنوی ؛تااین لحظه که تورا در درونم یافتم چیزی غیر ازمحبت و پناه و محافظت ندیدم ؛مرابارنج هایم تنها نگذار که من محتاجترینم به بودنت به حضورت به اراده ات و به خواسته ات؛من نمیتوانم تصمیم درست بگیرم و شجاعت و جسارت ندارم بین ماندن و رفتن گیر افتاده ام کمکم کن تا ازاین چرخه خارج شوم؛برکت باشد؛دوستت دارم مراببخش سپاسگزارم