بچه ها تولد من فروردین بود.
تو فروردین شال و کفش خریدم.شوهرمم گف این باشه برای کادوی تولدت.
بعد چند روز قبل تولد یکی از اقوام فوت شد و رفتم ۱ هفته ای شهر خودم موندم.
بعدشم که برگشتم شوهرم اصلا دیگه بروی خودش نیاورد که تولدمه.
حداقل یه کیک کوچولو، نیم کیلو شیرین حداقل، یه شاخه گل، هیچی.
حالا من مث خنگا هرسال سورپرایزش میکنم.
خودش میگف تو هرسال انقد میگی تولدمه که نمیذاری آدم سورپرایزت کنه.
بعد کلا چند روزه خیلیم افسرده و ناراحتم.
همش میگه من شوهرتم دوستت دارم با من درد دل کن.
ولی من فک میکنم کلا دوسم نداره الکی حرف میزنم😏