سلام ب همگی دلم گرفته خیلی تنهام دلم برا خودم میسوزه ک همش ب فکر همه ام ولی کسی به فکر من نیست
شوهرم از دیشبه یه جوری شده همش دوست داره جدا بخوابه یا وقتی میاد سر جاش خوشو چنان بغل میکنه منم که بهش دست میزنم میره اون ور تر
حالم خیلی بده
گرسنه اش ها ولی میگه گرسنه ام نیس خوابش میاد ها ولی میگه هنوز خوابم نمیاد نمیدونم چی شده بهش
دیروز گفتم از من ناراحتی منو دوست نداری من چیزی گفتم چیزی شده هیچی هیچی نگفت بعدش گفتم رو مختم سرشو تکون داد از دیشبه باهاش حرف نمیزنم