2777
2789
عنوان

دلم شکسته

236 بازدید | 24 پست

بچه ها تاپیک قبلیم همه چیو توضیح دادم دیروز من ی بعثی کردم با داداشم ک دست روم بلند کرد منم با ماشین رفتم یجا وایسادم گریه کردن خیلی حالم بد بود ک گوشیم زنگ خورد جواب دادم اونی ک دوستش داشتم بود از صدام فهمید حالم گرفتی گفت کجای الان میام پیشت منم بهش گفتم نمیخاد بیای گفت ن تو این حال نمیخاد تنها باشی اومد اونقدر ک گریه کرده بودم چشام قرمز بود صورتم ورم کرده بود باهام حرف زد ک چیشده اینا دلم اونقدر پر بود جلوش زدم زیر گریه گفت بیا بریم بیرون حال هوات عوض شه منم گفتم نمیام کلی اسرار ک برو بزار تنها باشم گفت ن تو این حال فکر کردی میزارم میرم گفت بیا بریم من ماشینو بزارم خونمون با ماشینت بریم ی جا بشینیم 

هستین بقیه اشو بگم

بگو

 دختری که عاشق ماه شد🌙🫧  به کردی و ترکی مسلطم ☻️🌙❤️‍🩹‌‌‌‌‌‌                    هیچ ملکه ای نگران حرفایی که مردم در موردش میگن نیست چون خودش باور داره یه ملکه س👸 قوی تر از خودم نمیشناسم چون فقط خودم میدونم چقدر سختی کشیدم ولی قوی تر از قبل ادامه دادم چون رویاهام برای تحقق به یه دختر سرسخت و مبارز احتیاج داره نه یه دختره افسرده و گوشه گیر👸

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خلاصه گفتم باشه گفت پشت سرم بیا ما رفتیم رفت ماشینو زد تو خونه منم تو ی کوچه وایسادم تا اومد قلیونشم آورده بود اومد پشت فرمون نشست تو راه داشتیم میرفتیم باهم حرف می‌زد یعنی دلداری میداد میگفت قوی باش و اینقدر زود بهم نریز این حرفا ک گوشیش زنگ خورد ج داد

دیدم پشت گوشی داد زد ک چیشده کجا میری الان بعد گفت مامان مامان گوشی قطع شد گفتم چیشده گفت هیجی مشکل خانوادگی اما حالش بد گرفته شد زنگ باباش زد گفت جلو مامانم بگیر مگه من بچم ک برام بخوابن تصمیم بگیرن این حرفا من اسرار کردم ک چیشده گفت مامانم دیده اومدم باتو داره میره در خونتون 

مامانش خوشش از من نمیومد خلاصه کلی زنگ زد به خواهرش باباش ک نزارین بره در خونه مردم ابرو ریزی آخر رفت در خونمون مامانم گفت اومد کلی جیغ زد ک دخترت پسرمو ول نمیکنه دخترت خرابه میگفت داد میزد میخاس بره تو کوچه جیغ بزنه ک خواهرش اومده جلو دهنش گرفته آوردش داخل مامانم گفت اومدم بخاطر آبروم روشو بوسیدم باز ول کن نبود میگفت دخترت خرابه به پسرم گفتم ول کن ای دخترو پسرم همش داره خرج دخترت میکنه پول نمیده به ما مامانمم میگه گفتم والا خرج دخترم نکرده اگه کرده بگو بهت بدم میگفت چ حرفای ک تو خونم مزد بهم خیلی دل مامانم شکست میگفت با این حال خواهرش دلش سوخت گفت ب مامانش ک ابرو نبر اینم مادره گناه داره

مامانش خوشش از من نمیومد خلاصه کلی زنگ زد به خواهرش باباش ک نزارین بره در خونه مردم ابرو ریزی آخر رف ...

دوست پسرت بهترین پسر دنیا هم که باشه بخاطر خانوادش باید ولش کنی من شوهرم خودش خوبه واقعا اما زندگیم بخاطر خانوادش تلخ شده اشتباه منو نکن

من زیر آوارم 🏴🖤 اینترنت جامعه رو به فساد نکشیده بلکه اینترنت فساد شمارو به ما نشون میده بخاطر همینه که ازش بدتون میاد  

کلی تهمت زدن ک دخترت عکس لخت فرستاده برا پسرم خواهرش گفته بود ک دخترت ب من گفت با ینفر دیگه خستم با داداش منم هست مامانش ب بابام گفته ک نامرد بی غیرت جلو دخترت بگیر خیلی توهین کردن ب خانوادم ابرو ریزی کردن مامانش جلو در همسایه داد زده ک دخترش عاشق شده پسرم از راه بدر کرده و اگه همو ول نکنن خودم آتیش میزنم همشون میکنم زندان 

دوست پسرت بهترین پسر دنیا هم که باشه بخاطر خانوادش باید ولش کنی من شوهرم خودش خوبه واقعا اما زندگیم ...

بخدا خودشم ول کن نیس گفت مامانم بره در خونتون ول میکنم میرم دیگه سمتش نمیرم الان بیشترین ناراحتیم برا خانواده مه دلم شکسته چون ابروشونو ریختن کلی توهین کردن بهشون مامانم گفت بهتر ک نبودی چون بدتر میشد چون میدونن من نمیزارم کسی اینجوری توهین کنه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108