هنوز با جمله «به نام خدواند رنگین کمون» کنار نیومده بودم . .که «بارون اومد و یادم داد ....» دختر کاپشن صورتی با گوشوارهقلبی باید پاهایت زمین را لمس میکرد نه اینکه در آسمان ها سیر گنی !!!!
خب امشبم از نصفش دیدم اون ژنراله فهمید دخترش کشته شده ؟
از اونجا ذیدم که عطا اومده ایران
هنوز با جمله «به نام خدواند رنگین کمون» کنار نیومده بودم . .که «بارون اومد و یادم داد ....» دختر کاپشن صورتی با گوشوارهقلبی باید پاهایت زمین را لمس میکرد نه اینکه در آسمان ها سیر گنی !!!!
عطا و عباس و اون دوستش ایران بودن دنبال خانوادشون میگشتن
شیرین و ثریا و نجلا تو خونه شیرین بود که عراقی ها اومدن
هنوز با جمله «به نام خدواند رنگین کمون» کنار نیومده بودم . .که «بارون اومد و یادم داد ....» دختر کاپشن صورتی با گوشوارهقلبی باید پاهایت زمین را لمس میکرد نه اینکه در آسمان ها سیر گنی !!!!
هنوز با جمله «به نام خدواند رنگین کمون» کنار نیومده بودم . .که «بارون اومد و یادم داد ....» دختر کاپشن صورتی با گوشوارهقلبی باید پاهایت زمین را لمس میکرد نه اینکه در آسمان ها سیر گنی !!!!
هنوز با جمله «به نام خدواند رنگین کمون» کنار نیومده بودم . .که «بارون اومد و یادم داد ....» دختر کاپشن صورتی با گوشوارهقلبی باید پاهایت زمین را لمس میکرد نه اینکه در آسمان ها سیر گنی !!!!
شما خواستید از ما بپرسید ، به جاش من اومدم از شما پرسیدم 😅 حکایت اون شعر : شدغلامی که آب جو ...
دقیقا
هنوز با جمله «به نام خدواند رنگین کمون» کنار نیومده بودم . .که «بارون اومد و یادم داد ....» دختر کاپشن صورتی با گوشوارهقلبی باید پاهایت زمین را لمس میکرد نه اینکه در آسمان ها سیر گنی !!!!