سلام خانوما خیلی ناراحتم قشنگ مسدونم چند روزی ذهنم مشغول.
ما ینی من و همسرم میخایم تولد یکسالگی بگیریم واس پسرم بعدش خاله ها و عمه ها و دختر خاله های من دعوتن و من یه برادر دارم ک کوچیک وسلام.و شوهرم ۲ خواهر و ۲ برادرش میان تولد .حالا شوهرم امروز اومده بالا میگ ک خواهرش گفته چطور خاله های زنت میان تولد پس دختر خاله ماهم بیان تولد.اینا اصلا اهل دخالت نبودن با اینک با مادرشوهرم تو ی ساختمونم ولی اصلا اهل دخالت نیس.حالا اینجودی دخالت کرده دخترش خیلی ناراحت شدم شوهرم فک کرد زنگ نمیزنم ولی من زنگ زدم ب خواهرشوهرم و خیلی با ادب گفتم بهش ک شوهرم همه چیو بهم میگ حواست خوب جمع کن و دخالت نکن البته با ادب این.
خیلی ناراحتم احه ب اونا چه بنظرتون خوب کاری کردم؟میترسم دفعه بعد بازم دخالت کنن و شوهرم بهم نگ و بگ نظر خودم بوده و دعوا شه خونمون.تو روخدا ببینا نمیشینن جای خودشون اخه ب شما چه خاله های من و عمه های من خیلی صمیمی ان باما طوری ک جونشونم بخام بهم میدن ولی همسرم با خاله هاش همچین رابطه ای نداره.