بخدادیگ کم اوردم 😥
هفته ای سه شب پدرشوهرومادرشوهرم ب بهونه بچه میان خونمون بچهای جاریمم باخودشون میارن میزنن خونه روکثیف میکنن واسباب بازی های پسرمونابودمیکنن ومیرن
هرموقع میان مادرشوهرم همش ایرادمیگیره چراشام نپختی امشب چراظرفارونشستی چی خوردید ظهر چرا بچه روشیرخشکی کردی چرا بچه رو اینقدرپوشوندی چراشیر زیاددادی چرا یادش نمیدی بشینه چرا گریه میکنه مقصرهمه چیزروهم منومیدونه پدرشوهرمم نرسیده میره تواتاق خواب یاسریخچال
بامیان بچه روراش میبرن بچه ۵ماهه دستاشوکش میدن هرچی میگم نکن گوش نمیده
اصلا من متنفرم ازرفت وامد ب شوهرم میگم بگو هفته یک دفعه بسه یامامیریم یاشما بیاین میگ من روم نمیشه ب پدرومادرم بگم نیان ولی چندبارگفته بچهای جازیمونیارن اماگوش نمیدن میارتشون هرچیم بی محلی میکنم بی فایدس
جواب تلفناشونو ک اصلا نمیدم از رونمیده اما خیلی لوسه
خونمون اپارتمانیه من درخونه روبازنکنم همسایه هاباز میکنن هرچبم میگم بازاحمقا بازمیکنن
من چ غلطی بکنم خیلیم کم روام😓😫