سلام ب روی ماهتون
نماز روزه اتون قبول باشه خانوما...
گفتم ی کم باهاتون حرف بزنم...
توخونه ما اکثرا مریض شدن همه...منو مامانم فقط روزه میگیریم...مامانمم ک کلااهل سحری خوردن نیس...فقط بیدارمیشه قرصای فشارشو میخوره...
خودم بیدارمیشم...غذامو مهیامیکنم...چایو دم میندازم...با یه رادیوی کوچیک که موجشو روی شهرمون تنظیم کردم مشغول خوردن سحری میشم...
سکوت مطلق خونه و دعای ناب سحر...چی ازین بهتر...کل دنیاروهم بم بدن بااین حال خوبم معاوضش نمیکنم....
سرسفره سحر همیشه به یادتونم و دعاتون میکنم...چه اونایی که التماس دعا داشتن و چه اونایی ک چیزی بم نگفته بودن...
کم کم ک نزدیک اذان صبح میشم...مسواک میزنم و میرم وضو بگیرم...
لطفی ک خدابهمون کرده اینه که همسایه ما خونه خودشه...مسجد چارپنج خونه بامافاصله داره...صدای اذان که تو سکوت صبح تو محل میپیچه حال دلتو خدایی ترمیکنه...
وضومیگیرم...سجادمو پهن میکنم...نمازمومیخونم...میشینم تو خونه بهترین میزبان هردوجهان ...براش دردودل میکنم...از خطاهام میگم...از آرزوهام...از کسایی ک نیازمندن...مشکل دارن...میگم و میگم و میگم....تاحسابی سبک شم...
بعدش کتاب قرآنو باز میکنم و چند صفحه ای قرآن میخونم...
حاضرم کل زندگیمو بدم ک هرسال لیاقت بودن اینروزا رو داشته باشم....
راستی حال دلتون الان چند؟حال ناب سحری و با چی عوض میکنین؟
ممنون ک وقت گذاشتی و خوندی...
حالا ک تااینجااومدی یه زحمت بکش برا براورده شدن حاجتم یه صلوات بفرست و لایک کن تامنم دعات کنم مهربونم....
به وقت شانزدهمین سحر ماه مبارک رمضان سال هزارو چهارصدویک
۱۴۰۱/۰۱/۲۹