بسیار موجود خطرناک و خبیثیه .
فهمیده طلاهام تو خونس ، الان همش میگه میام بچه رو نگه دارم تو برو سره کار !!!!
تو این ده سالی که تنها زندگی کردم نگفته !
یا اونشب منو با بابام و دخترم میفرسته دنبال نخود سیاه ، خونم بودن ، منم نرفتم
یا امروز میگفت فردا از ظهر میام خونت ، کاری هم داشتی بچه رو بسپر به گن برو
تو این ده سال سابقه نداشته
تازه دوزاریم افتاده که میخواد بیاد خونم ، وقتی نیستم ، دنبال طلاهام بگرده