این روزها در شهرهای خودمان هم نعل اسب را به عنوان نشان خوش شانسی بر سر در مغازه یا خانه نصب کرده اند
اما دانستن فلسفه نصب نعل اسب شاید در این روزها باعث شرمندگی برای ما بشه
جالب است بدانید فرهنگ خوش شانسی نعل اسب از کشورهای اسلامی به اروپا رفت مانند انداختن حلقه ازدواج در دست چپ که از ایران به اروپا رفت.
اعتقاد به خوش شانسی نعل اسب در دنیا از طریق اسپانیا (اندلس قدیم)رواج یافت .
اندلسی ها هم از امویان به این اعتقاد رسیدند، امویان به عنوان تبرک نعل اسب نگه میداشتن اما اروپایی ها چون معنی تبرک رو نمی دونستن میگفتن شانس میاره
حالا امویان این اعتقاد و از کجا آورده بودن ؟
تو عاشورا بعد این که 10 تا اسب روی پیکر مبارک امام حسین (ع) تاختتند 40 تا نعل اسب ها رو به عنوان تبرک در آوردن و بین خودشون تقسیم کردند.
این نعل ها رو برای فخر فروشی از خونه هاشون آویزون می کردن و بعد از مدتی به عنوان یک شی با ارزش به هم می فروختند ، تا اینکه تقلبی این نعل ها هم اومد و کم کم آویزون بودن یه نعل تو خونه ها یه رسم شد.
شاید بهتر باشه به جای تقلید کور کورانه بعضی از کارها به فلسفه پیدایش آنها توجه کنیم!
ما باید برای خوشبخت زیستن، موقعیت های مناسب ایجاد کنیم، نه اینکه در انتظار آن باشیم.
عزیزم سیمرغ جان حالا که شما این قصه رو شنیدین و از اصل ماجرا اطلاعی ندارید استفاده از نعل اسب کراهت داره چون نه میشه به خوب بودنش ایمان داشت نه به بد بودنش
به خصوص اینکه اسم اماما اومده و به خاطر شقاوت اینکار انجام شده
باید های های به حال خودمون گریه کنیم که از چه چیزی چه چیز شوم و بدیمنی انتظار شانس داریم.
اگه از کسایی هستی که به شانس نعل اسب اعتقاد داره و شایدم یه نعل اسب داشته باشه. بعد خوندن این مطلب حاضر نخواهی بود یه لحظه حتی یه لحظه دیگه هم اون نماد شوم رو نگه داری!
البته اگه عاشق باشی...
داستان از یه جایی شروع میشه که هیچ کس فکرشو نمیکنه....
کربلا....
عاشورا....
امام حسین(علیه السلام)
میگم
من میگم
و تو
به خاطر این ناآگاهی اشک بریز...
روز عاشورا وقتی همه یارای امام حسین(علیه السلام) شهید شدند...
نه بذار طولانی اش نکنم یه دفعه آخرشو بگم
امام حسین(علیه السلام) شهید شد
لشگریان برای غارت به طرف پیکر مطهر امام حسین(علیه السلام) هجوم آوردند
هرچی میتونستن برداشتند
به لباس کهنه و انگشت و انگشتری رحم نکردند
در آخر عمربن سعد(لعنه الله علیه) دستور داد
گفتنش برام سخته ...
دستور داد که با اسب بر پیکر مطهر امام حسین علیه السلام بتازند...
با اسب...
کوفیان و شامیان نفهم برای رضای خدا فرزند رسول خدارو به شهادت رسوندند و برای قرب خدا از هیچ توهینی فروگذار نکردتد.
جنگ تمام شد
دشمنان خدا به شهرهایشان باز گشتند...
منو ببخشید
دشمنان پسر رسول خدا نعل اسب هایی رو که به پیکر مطهر امام حسین(علیه السلام) تاخته بود رو درآورده و برای برکت و شانس و خوش یمنی به در خانه هاشان آویختند.
در آن شهر و دیار این یک سنت شد
این که از نعل اسب برای خوش شانسی استفاده بشه.
و گذشت
تا اینکه این سنت شوم از طریق گسترش حکومت اسلامی به روم و یونان و اروپا و ... رفت و با گردشی دوباره به کشورهای اسلامی و ایران بازگشت.
باید شرمنده باشیم از این استفاده ناآگاهانه...
نعل اسب مایه سعادت و خوش شانسی یا شقاوت و بدبختی؟؟؟؟؟
در آخر ازتون خواهش میکنم در انشار این مطلب از هیچ تلاشی فروگذار نکنید تا آگاه شوند همه ناآگاهان....
استغفرالله ربی و اتوب الیه
بعداً نوشتــــــ:
یکی از دوستان این پیام رو توی نظرات گذاشتند:
سلام
آنچه به ان اشاره کرده اید در کتب مختلفی نقل شده از جمله کتاب:
کامل البهائی فی السقیفه نوشته ی عماد الدین طبری جلد 2 ص 123 و کتاب التعجب من اغلاط العامه نوشته ی کراجکی ص 116 و 117
همینطور در کتاب �عزادار حقیقی� نوشته محمد شجاعی اشاره شده که ابوریحان بیرونی در کتاب خود مردم را از این کار نهی کرده، اما ظاهراً نگفته که در کدام کتاب ابوریحان بیرونی این مطلب آمده
بد نیست این را هم بدانیم که در تفسیر نمونه جلد 9 ص 253 که تفسیر آیه ی 107 و 108 سوره ی هود هست گفته که هنوز هستند افرادی که به خرافه ها معتقداند، و میگند که نعل اسب شانس میاره و عدد 13 نحس هست و پریدن از روی آتش موجب خوشبختی میشود و ... دقت کنیم گفته شده: "خرافه