عمه من جاریم میشه
همیشه خدا هم جلو شوهرم بهم تیکه میندازه یادمه ماشین خریدیم با شیرینی رفتیم خونشون یهو برگشت به شوهرم گفت زنت صندلی جلو نشوندی خجالت نکشیدی ببین مردم چه زنای خوشکل و تپل وسفید کنارشون میزارن انوقت تو این استخون با صورت چروکیدش گذاشتی
ده سال گذشت هنوز صداش تو گوشمه