بچها دوست پسر من تصادف کرد ماشینشو فروخت خیلی وقت نیس شروع کردیم و دوبار رفتم دیدیم همو و ما روستایی هستیم و واسه اینکه بخایم بریم ببینیم همو حتما باید خودش ماشین بیاره و بریم داخل شهر
دوتا روستای جدا هم هستیم
خیلی بهم میگفت بیا پیشم یبارم با ماشین یکی دیگه اومد
ولی یبار بهش گفتم نمیخام واسه دیدن من بری ب بقیه رو بزنی که بهت ماشین بدن دیگه بعد از اون هیچی نگفته بهم ک بیا ببینمت گفت تا آذرماه نمیتونم ماشین بگیرم بهشم گفتم دلم تنگ شده گفت ببخشید ک باعث دلتنگیت منم اینم میگذره گفت صبر کنیم با ماشین خودم بیام ببینمت یعنی واقعا دلش واسم تنگ نمیشه؟ بنظرتون منطقیه؟ اخه من ک دیوونه میشم تا ۷ ماه دیگه