2821
2789
عنوان

فلج خواب

| مشاهده متن کامل بحث + 342 بازدید | 33 پست

منم متاسفانه از پارسال ک حال روحیم خوب نبود تجربش کردم  با اینکه الان حالم خوبه ولی بازم بعضی شبا بختک یا همون فلج خواب و دارم خیلی بده 

 دختری که عاشق ماه شد🌙🫧  به کردی و ترکی مسلطم ☻️🌙❤️‍🩹‌‌‌‌‌‌                    هیچ ملکه ای نگران حرفایی که مردم در موردش میگن نیست چون خودش باور داره یه ملکه س👸 قوی تر از خودم نمیشناسم چون فقط خودم میدونم چقدر سختی کشیدم ولی قوی تر از قبل ادامه دادم چون رویاهام برای تحقق به یه دختر سرسخت و مبارز احتیاج داره نه یه دختره افسرده و گوشه گیر👸

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



ترسناکش اونجاشه که یه چیزای وحشتناکی بهت نزدیک می شن هرچی جیغ می زنی کسی نمیشنوه

من یه زن جوون با گردن کج با یه پیرزن میبینم ک نزدیکم میشن وقتی میفتن روم بیدار میشم خیلی وحشتناکه

 دختری که عاشق ماه شد🌙🫧  به کردی و ترکی مسلطم ☻️🌙❤️‍🩹‌‌‌‌‌‌                    هیچ ملکه ای نگران حرفایی که مردم در موردش میگن نیست چون خودش باور داره یه ملکه س👸 قوی تر از خودم نمیشناسم چون فقط خودم میدونم چقدر سختی کشیدم ولی قوی تر از قبل ادامه دادم چون رویاهام برای تحقق به یه دختر سرسخت و مبارز احتیاج داره نه یه دختره افسرده و گوشه گیر👸
طاق باز نخواب،قبل خواب یه لیوان آب بخور،به پهلو بخواب،ویتامین دی هم بخور

ممنونم چون میدونستم به پهلو این اتفاق نمی‌افته یادم بود یه دفعه با بدبختی به پهلو کروم خودمو باز ادامه داشت

یه آشنا اینطوری میشد رفت دکتر گفت هر شب یدونه آسپرین بخور.. شبی یدونه آ اس آ بخور....  اون آقا خوب شد دیگه کلا اینطوری نشد

من یه کاربر قدیمی ام که قطع دسترسی شدم و حالا بعد مدتی دوباره با یه اسم دیگه اووومدم. دردهامو گفتم قبلا اما چون خدا رو دارم خیلی شاکرم .. اما شما برام خیلی دعا کنید....

تا دلت بخواد دیگه متخصص شدم وقتی اینجور میشم چیکار باید کنم ولی اولین بار که اینجوری شدم وحشتناک بود صدای شبیه آژیر بلندی اومد حس کردم زیر آوار هستم هیچ تکونی نمیتونستم بخورم ولی انگار چشام باز بود نمیدونم بسم الله گفتم یه دعا خوندم که بیدار شدم

پروردگارا !رزق و روزی ما را از جایی مقرر کن که لقمه هایمان مجبورمان نکنندچشممان را بر روی حق ببندیم...» شود به صبر دوا دردهای بی درمان

ممنونم چون میدونستم به پهلو این اتفاق نمی‌افته یادم بود یه دفعه با بدبختی به پهلو کروم خودمو باز ادا ...

واکنش طبیعی بدن هستش،وقتی خستگی فکریتون زیاد باشه یا کسری خواب زیاد داشته باشید یا ویتامین های بدن کم باشه ،مغز دیر تر از بدن از خواب بیدار میشه،همین باید به خودتون رسیدگی کنید

کاربر آقا هستم


فلج خواب یجورایی سکته خفیف هست فک کنم. به اون آشنامون دکتر اینجوری گفت و بهش شبی یدونه آسپرین داد

من یه کاربر قدیمی ام که قطع دسترسی شدم و حالا بعد مدتی دوباره با یه اسم دیگه اووومدم. دردهامو گفتم قبلا اما چون خدا رو دارم خیلی شاکرم .. اما شما برام خیلی دعا کنید....
تا دلت بخواد دیگه متخصص شدم وقتی اینجور میشم چیکار باید کنم ولی اولین بار که اینجوری شدم وحشتناک بود ...

دقیام صدای سوت وحشتناک آخرین بار شنیدم کر شده بودم

دقیام صدای سوت وحشتناک آخرین بار شنیدم کر شده بودم

اره من توی خواب فکر کردم زلزله شده و زیر آوار موندم ولی دفعه های بعد دیگه یاد گرفتم چطور بیدار بشم میگن رو به بالا نباید خوابید ولی من همه جوره خوابیدم بازم اینجور شدم

پروردگارا !رزق و روزی ما را از جایی مقرر کن که لقمه هایمان مجبورمان نکنندچشممان را بر روی حق ببندیم...» شود به صبر دوا دردهای بی درمان

اره من توی خواب فکر کردم زلزله شده و زیر آوار موندم ولی دفعه های بعد دیگه یاد گرفتم چطور بیدار بشم م ...

چطور بیدار میشی ؟من خیلی تلاش می‌کنم اما باید زمانش تموم بشه خودم بیدار بشم تو چند دقیقه نمیدونم حالا زمانش چقدره خیلی عذاب میکشم

چطور بیدار میشی ؟من خیلی تلاش می‌کنم اما باید زمانش تموم بشه خودم بیدار بشم تو چند دقیقه نمیدونم حال ...

سعی کن حداقل انگشت دست یا پات رو تکون بدی اینجوری زودتر بیدار میشی.صبر کنی که اذیت میشی من هرچقد تلاش میکردم چشام باز کنم نمیشد ولی یه انگشت دستم تکون میدادم بیدار میشدم

پروردگارا !رزق و روزی ما را از جایی مقرر کن که لقمه هایمان مجبورمان نکنندچشممان را بر روی حق ببندیم...» شود به صبر دوا دردهای بی درمان

من قبلا تو نوجوانی ام تقریبا هر شب این اتفاق میافتد اویلش میترسیدم ولی به این باور رسیده بودم که چیزیم نمیشه 

برای من اینطور بود که هم یه چیزی انگار خفه ام میکرد 

و اینکه روحم جدا بود مثلا من فکر میکردم بیدارم مثلا مامانم صدامیکرد فکر میکردم بیدارم دارم جواب میدم در حالی که اونا منو میدیدن که خوابم 

من خودمو رو زمین میکشیدم تا به کسی از خانواده ام دست بزنم به محض لمس یکی از خانواده ام بیدار میشدم تموم میشد 

سپرده بودم به خانواده ام هر بار شبی اول صبحی بیدار میشن به من دست بزنند

از وقتی طبقه بالای خونمونو ساختیم امدیم اینجا ده ساله دیگه اون اتفاق نمیافته الان چیز زیادی یادم نیست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز