بابااا با زبونم دارم میگم همه قبلی تو بازه زمانی مختلف من خاک تو سرم همشون باهم اومدن خواستگاری فامیل بودن مثل خر رفتم تو گل😓همشونم خوب احساس داشتم بالاخره اون زمانی ک با من بودن دوسشون داشتم💔💔💔💔😓حالم بهم میخوره از این موقعیت
منم مشاور را موافقم ، زندگی خود مشاور ها هم پر از دوراهی که ممکنه به اشتباه هم ختم بشه شاید کمک گرفت ...
و من دقیقا چقدر بی نقص شبیهتم😂♥️خدا هیچکسو تو بحث ازدواج اینجور نذاره چون همشونم رد کنی بگی سخته نمیتونم ممکنه خوبش هیچوقت نیاد منم با همشون تو بازه زمانی مختلف بودم 💔😓و تو اون زمان ک با طرف بودم خو احساس داشتم اینا باهم اومدن طی ی سال و من مغزم پر شده از احساس و منطق و بی منطقی
اونی رو انتخاب کن که اگه در آینده پسری داشتی با تمام خصوصیت پدرش،از داشتن اون پسر خوشحال و راضی باشی ...
داخل زندگی با دوستی فرق داره میترسم راستش😓نمیتونم حتی به شناختم اعتماد کنم چون میدونم دیگه زندگی سخته خیلی خصوصیاتشونو ندیدم و از هرکدوم بهترین جبهه رو دیدم
من از وقتی ک خواستگارم ردم کرد نمیدونم چرا با داشتن شرایطی که دورمه متوجه شدم باید از خواب و ر ...
مستاجری سخته تا بخواهی یه خونه بخری پدرت دراومده باید حسرت همه چیز دلت بمونه دومی کلفت ننه اش باشه وضعش خوب باشه اشکال نداره ولی عابر بانک ننه اش باشه اصلا ابدا هر روز دعوا دارید البته در حد معقول اشکال نداره ولی ندارماش برا تو باشه برا ننه اش خرید کنه هر روز دعوا دارید اولی هم اگه فقط بچه گونه است بزرگ میشه نگران نباش