2777
2789
عنوان

دارم خفه میشم.🖤

805 بازدید | 23 پست

یکی بود تو زندگیم که همه کسم بود.همه چیزم بود..چند ماهی میشد که اومده بود تو زندگیم..من ۲۱سالمه..یبار تو ۱۶سالگی برای اولین‌بار عاشق پسر همسایمون شدم و ازدواج کردم..با وجود مخالفت شدید خونوادم و سرانجامِ این ازدواج اشتباهم به طلاق ختم شد.

تا همین امسال که ۲۱سالم شده،هیچ کس تو زندگیم نبوده..جز همین مهدی که چند ماهه باهاش آشنا شدم و یجورایی دیدم ب مرد ها دوباره تغییر کرده بود و خوشبین شده بودم.نمیتونم توصیف کنم که چقدر عاشقشم..انقدر باهاش خاطره داشتم تو همین چند ماه.که هرجارو نگاه می‌کنم یه نشونه میبینم که منو میبره تو خاطرات مشترکمون غرق می‌کنه..😓

ما می‌خواستیم ازدواج کنیم 

تا الان خواستگار داشتم اما بخاطر عذابی که تو زندگی قبلیم کشیدم..همه رو رد میکردم..مهدی اولین کسی بود که دیدمش و دلم براش رفت..ما خیلی باهم خاطره داریم..حتی باهم رفتیم و برای مراسم خواستگاریمون لبای خریدیم..کت و شلوارشو باهم خریدیم.من گوشه کنار شهر خاطره دارم باهاش...تا اینکه قرار بود این هفته بیان خونمون و..

بگذریم...به هرحال من باهاش تموم کردم،اما دارم خفه میشم..یه چند ساعته همش..اما برای اولین بار منی که نمیدونستم سر درد چیه،سر درد گرفتم و دوتا ژلوفن خوردم بی فایده‌ست.چکار کنم از غم دوریش،از غم فراقش..نبودِش.من زنده میمونم؟









1401/12/16

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وا خب چرا کات کردی؟ چرا دلتنگی پس؟

من کات نکردم.. خونوادش رفتن سراغ خونواده ی سابقم که از من بپرسن. هردومون شرایطمون یکی بود.مهدی هم سابقه ی یه ازدواج ناموفق داشت

خلاصه که پدر شوهر سابقم بهشون به دروغ گفته بود این دختر اون چیزی که فکر میکنید رو نداره(پاک دامنی)

به من تهمت زدن..بد هم تهمت زدن

درحالی که علت طلاق گذشته‌م خیانت همسرم بود 

خونواده ی مهدی هم این دروغ رو باور کردن چون پدر شوهر سابقم حتی قسم ناحق هم خورده بود 

مهدی هم مجبور شد بره چون پدرش بهش گفت یا ما یا اون دختر(من🙂)😓







1401/12/16

خب چرا تموم کردی باهاش؟؟خودت ازدواج کرده بودی با اون قبلیه؟

من کات نکردم.. خونوادش رفتن سراغ خونواده ی سابقم که از من بپرسن. هردومون شرایطمون یکی بود.مهدی هم سابقه ی یه ازدواج ناموفق داشت


خلاصه که پدر شوهر سابقم بهشون به دروغ گفته بود این دختر اون چیزی که فکر میکنید رو نداره(پاک دامنی)


به من تهمت زدن..بد هم تهمت زدن


درحالی که علت طلاق گذشته‌م خیانت همسرم بود 


خونواده ی مهدی هم این دروغ رو باور کردن چون پدر شوهر سابقم حتی قسم ناحق هم خورده بود 


مهدی هم مجبور شد بره چون پدرش بهش گفت یا ما یا اون دختر(من🙂)😓

1401/12/16

چرا اخه چیشد یهو

ولم کرد و رفت..به همین سادگی...فقط من نمیدونم این بعضی که تو گلومه..از بین میره یا میخواد تبدیل به یه غده بشه...خیلی حالم بده..تا ب الان هیچوقت اینجوری نشده بودم..چه درد بزرگی ای خدااا💔

1401/12/16

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  17 ساعت پیش
توسط   aypari  |  18 ساعت پیش