امابچه دختر خالم سه ماهه با صدا میخنده وکلی میخنده ها😅
ولی بچه من همش اخمه گاهی لبخنذ میزنه...
البته من کل بارداریم با غم غصه گذشت.. میتونه تاثیر اون باشه؟؟
کاربری واسه دو نفره😇 زیر سایه آقامون امام حسین میگذرونم لحظه هامو💚دلم گرفته خدایا تو دل گشایی کن ❤من آمدم به امیدت تو هم خدایی کن❤ به بوی دلکش زلفت که این گره بگشای❤دل گرفته ما بین و دلگشایی کن❤ من قراره مادرشم.. میدونم خدای من بندشو ناامید نمیزاره 😇.....چهارمین کاربریمه هربار پسورد یادم میره😂😂😂
من بارداری جالبی نداشتم اما بچم گاهی قهقهه میزنه از ۴ ماهگی شروع کرد این مدل خندیدنو الان ۵ ماه ۲۲ روزشه گاهی با صدا میخنده گاهی فقط لبخند ریز
تیکر یکسالگی پرنسس مامان💜دخترم روشنی نور دوچشمان منی ❤❤بهترین هدیه از جانب یزدان منی ❤❤نمیرود از سرم نگاه زیبای تو ❤❤ تو بهترین هدیه دنیای منی ❤❤ عشق مامان مامان عاشقته ❤❤من یک مادرم هیچ کس مرامجبور به مادری نکرد من به اختیار مادر شدم تا بدانم معنی بی خوابی های شبانه را تا بیاموزم پنهان کردن درد را پشت همه حجم سکوتی,که گاه از خودگذشتگی نامیده میشودتا بدانم حجم یک لبخند کودکانه ات می تواند معجزه زندگی دوباره ام باشدمن نه بهشت میخواهم نه اسمان و نه زمین بهشت من زمین من و زندگیم نفس های ارام کودکی توست که در اغوشم رویای پروانه ارزوهایت رامیبینیمن مادرم ,همانی که خالقم ذره ای از عظمتش را به من بخشید تا تجربه کنم حس بزرگی و لامتناهی شدنش را من هیچ نمی خواهم هیچ هیچ روزی به من تعلق نداردهمه روزها ساعت هاو ثانیه های من تویی ومن دست کودکیت را میگیرم تا به فردای انسانیت برسانم که این رسالت من است بر تو وهیچ منتی از من بر تو وارد نیست که من با اختیار به عشق تو را به این دنیا خوانده ام…
من بارداری جالبی نداشتم اما بچم گاهی قهقهه میزنه از ۴ ماهگی شروع کرد این مدل خندیدنو الان ۵ ماه ۲۲ ر ...
من خیانت دیدم تو بارداری ...
بمعنای واقعی دوست داشتم بمیرم
الان یکم دلخوشیم بچمه.. اروم گرفتم
کاربری واسه دو نفره😇 زیر سایه آقامون امام حسین میگذرونم لحظه هامو💚دلم گرفته خدایا تو دل گشایی کن ❤من آمدم به امیدت تو هم خدایی کن❤ به بوی دلکش زلفت که این گره بگشای❤دل گرفته ما بین و دلگشایی کن❤ من قراره مادرشم.. میدونم خدای من بندشو ناامید نمیزاره 😇.....چهارمین کاربریمه هربار پسورد یادم میره😂😂😂
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خواهر زاده ام تو سه واهگی به زور خنده صدادار میکرد اغلب لبخند بود همین الانم همینجوره کلا خوش خنده نیس
اگر فکر کنم بحث کردن با یک کاربر به جایی نمیرسه جواب نمیدم. بنابراین این جواب ندادن رو کم آوردن درنظر نگیر دوست عزیز. تا زمانی که حرفات عاقلانه باشه به نظرم لایق گفتگو هستی. هرجا هم فکر کردی من دارم اشتباه حرف میزنم با دلایل منطقی من رو مجاب کن. من با کمال میل عذرخواهی می کنم. با کاربرای کم سنی که خودشون رو عقل کل میدونن که کلا بحث نمیکنم چون همین نشونه ی بی عقلی شونه.
من خیانت دیدم تو بارداری ... بمعنای واقعی دوست داشتم بمیرم الان یکم دلخوشیم بچمه.. اروم گرفت ...
بزار از بارداریم بگم واسط ۵ ماه از مرگ مامانم میگذشت فامیلای مامانم انگ قاتل بودن بهم میزدن وسط اونهمه کشمکش روانی حامله شدم میگفتن من دستگاه و از مامانم جدا کردم بعد اون گفتن شوهرم جدا کرده جدال زیادی داشتم تا چند ماه دانشجو بودم شوهرم چون با یه همکلاسی پسر داشتم پروژه انجام میدادم بهم تهمت خیانت زد گفت بچه مال من نیست ۴ ماهه باردار بودم چقدر گریه چقدر اشک نامادریم و بابام به زور مارو بردن مشاور بابام شوهرمو تهدید کرد به احاطه حیثیت یک ماه بعد ثابت کردم که من هیچ خیانتی نکردم ماهای آخر بارداریم دیدم شوهرم دیر میاد خونه بعدشم یه زنی و با خودش اورد گفت این خواهر خواهرشیریمه با شوهرش مشکل داره همه به شوهرم انگ زدن با اون میخوابه مادرشوهر انداخت گردن من چرا این دخترو پناه دادی که به پسرم تهمت بزنن خلاصه بابای دختره اومد گفت من سپرده امش به فلانی فردای این دعواهام زایمان زودرس گرفتم هفته ۳۶
تیکر یکسالگی پرنسس مامان💜دخترم روشنی نور دوچشمان منی ❤❤بهترین هدیه از جانب یزدان منی ❤❤نمیرود از سرم نگاه زیبای تو ❤❤ تو بهترین هدیه دنیای منی ❤❤ عشق مامان مامان عاشقته ❤❤من یک مادرم هیچ کس مرامجبور به مادری نکرد من به اختیار مادر شدم تا بدانم معنی بی خوابی های شبانه را تا بیاموزم پنهان کردن درد را پشت همه حجم سکوتی,که گاه از خودگذشتگی نامیده میشودتا بدانم حجم یک لبخند کودکانه ات می تواند معجزه زندگی دوباره ام باشدمن نه بهشت میخواهم نه اسمان و نه زمین بهشت من زمین من و زندگیم نفس های ارام کودکی توست که در اغوشم رویای پروانه ارزوهایت رامیبینیمن مادرم ,همانی که خالقم ذره ای از عظمتش را به من بخشید تا تجربه کنم حس بزرگی و لامتناهی شدنش را من هیچ نمی خواهم هیچ هیچ روزی به من تعلق نداردهمه روزها ساعت هاو ثانیه های من تویی ومن دست کودکیت را میگیرم تا به فردای انسانیت برسانم که این رسالت من است بر تو وهیچ منتی از من بر تو وارد نیست که من با اختیار به عشق تو را به این دنیا خوانده ام…