بابام همش خونه ست فقط صبح که من خوابم میره بیرون بیدار میشم برگشته. خسته شدم اختیار هیچی ندادم از صبح میشینه مای تلویزیون فیلم های جنگی و قدیمی الکی نگاه میکنه. منم مجبورم همش تو اتاق خودمو سرگرم کنم. خیلی خسته شدم واقعا. آرزو دارم عصرها حداقل دو ساعت از خونه بره بیرون ولی همش چسبیده تو خونه. الان ی عده میایید توهین میکنید که بی ادبی قدرنشناسی ولی من واقعا خسته شدم
ما را از “چوب خدا” ترساندندولی…به “بوسه خدا” امیدوارمان نکردنددر حالیکه خداوند کلامش را با “الرحمن و الرحیم” آغاز می کندبارش بوسه های “بی منت” خداوند را برایتان آرزومندم