هنوز با جمله «به نام خدواند رنگین کمون» کنار نیومده بودم . .که «بارون اومد و یادم داد ....» دختر کاپشن صورتی با گوشوارهقلبی باید پاهایت زمین را لمس میکرد نه اینکه در آسمان ها سیر گنی !!!!
هنوز با جمله «به نام خدواند رنگین کمون» کنار نیومده بودم . .که «بارون اومد و یادم داد ....» دختر کاپشن صورتی با گوشوارهقلبی باید پاهایت زمین را لمس میکرد نه اینکه در آسمان ها سیر گنی !!!!
هنوز با جمله «به نام خدواند رنگین کمون» کنار نیومده بودم . .که «بارون اومد و یادم داد ....» دختر کاپشن صورتی با گوشوارهقلبی باید پاهایت زمین را لمس میکرد نه اینکه در آسمان ها سیر گنی !!!!
هنوز با جمله «به نام خدواند رنگین کمون» کنار نیومده بودم . .که «بارون اومد و یادم داد ....» دختر کاپشن صورتی با گوشوارهقلبی باید پاهایت زمین را لمس میکرد نه اینکه در آسمان ها سیر گنی !!!!
قسمت آخر خاتون رضا و شیرزاد هردوتون برا خاتون جون میدادن آخرم شیرزاد و رضا دست به یکی کردن و جلو آدما ی رجب اف وایسادن خاتون رو برای اینکه نبینن به ته قطار وصل کردن شیرزاد گف تو رو روح امیر علی رضا گفت تورو جون ایران تکون نخور شیرزاد بغض کرد رفت ادامه عملیات آخرش هردوشون و رجب اف گرفت و فرستاد قطار فکر کنم مردن خاتون با اینکه دوتا تیر خورد نمرد زنده موند دیگه تموم شو خاتون😢
نگید پایانش بد بود فلان بود و اینا ...پایانش یه جورایی باز بود امکان ساختن فصل های بعدی هست ...یه نکته هم بگم بهترین پایانی بود که میشد در نظر گرفت ... اگه چیزی از فیلمنامه و سریال نمی دونید الکی نظر ندید😑
قسمت آخر خاتون رضا و شیرزاد هردوتون برا خاتون جون میدادن آخرم شیرزاد و رضا دست به یکی کردن و جلو آدم ...
یعنی هر دوشون مردن ؟
هنوز با جمله «به نام خدواند رنگین کمون» کنار نیومده بودم . .که «بارون اومد و یادم داد ....» دختر کاپشن صورتی با گوشوارهقلبی باید پاهایت زمین را لمس میکرد نه اینکه در آسمان ها سیر گنی !!!!
نگید پایانش بد بود فلان بود و اینا ...پایانش یه جورایی باز بود امکان ساختن فصل های بعدی هست ...یه نک ...
اتفاقا به نظرم بهترین پایانی بود که میشه براش براش گذاشت
هنوز با جمله «به نام خدواند رنگین کمون» کنار نیومده بودم . .که «بارون اومد و یادم داد ....» دختر کاپشن صورتی با گوشوارهقلبی باید پاهایت زمین را لمس میکرد نه اینکه در آسمان ها سیر گنی !!!!
نگید پایانش بد بود فلان بود و اینا ...پایانش یه جورایی باز بود امکان ساختن فصل های بعدی هست ...یه نک ...
شیرزاد فهمید ایران دخترشه؟
هنوز با جمله «به نام خدواند رنگین کمون» کنار نیومده بودم . .که «بارون اومد و یادم داد ....» دختر کاپشن صورتی با گوشوارهقلبی باید پاهایت زمین را لمس میکرد نه اینکه در آسمان ها سیر گنی !!!!