2777
2789

امروز مهمون اومده برامون عمه ام و نوه اش ، بعد نوه اش خیلیی لوسه ، امروز باهاش بازی کردم یه خورده بعدشم خسته شدم سردرد گرفتم

اومد گفت خاله بازی کنیم قرار بود با مامانش یه ساعت دیگه بره منم گفتم عزیزم وایسا ده دیقه دیگه من چایی بخورم بعد 

سریع رفت با گریه و جیغ جلو جمع گفت که من به رها میگم الان میگه نه یه ساعت دیگه  ماهم که یه ساعا بعد نیستیم پس من کی بازی کنم 

منم گفتم نه عزیزم گفتم ده دیقه دیگه نه یساعت بعد بچه پرو به من محل نداد رفت گریه گریه زر زر 

حالا همه میگن پاشو از دل بچه درار منم ریلکس گفتم به بچه اتون یاد بدین همه برده اش نیستن که ، اونم داره گریه میکنه تو اتاق مامانم هی با اشاره میگه برو از دلش درار 

چیکار کنم چون مهمون هستن یکم معذبم که بچه اشون ناراحت شد ولی منم ادمم از صبح بازی کردم با بچشون خسته شدم 

❤️❤️❤️

اه ولش کن

اِنّي ما خَلَقْتُ سَمآءً مَبْنِيَّةً، وَلا اَرْضاً مَدْحِيَّةً، وَلا قَمَراً مُنيراً، وَلا شَمْساً مُضِيئَةً، وَلا فَلَكاً يَدُورُ، وَلا بَحْراً يَجْري، وَلا فُلْكاً يَسْري، اِلاّ في مَحَبَّةِ هؤُلاءِ الْخَمْسَةِ الَّذينَ هُمْ تَحْتَ الْكِسآءِ

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اهمیت نده

بچه نباید کارشو با گریه جفت و جور کنه

از امروز میشم مادر کسی که فقط ۵ سال ازم کوچیکتره اسم دخترم صوفیاست❤️(صوفیا خواهرشوهرمه)❤️به زودی خانوادمون چهارنفره میشه

بچه نه شنیدن هم باید یاد بگیره

قرار نیست همه چیز بر وفق مرادش باشه

تحمل کردن مخالفت هم بخشی از تربیت هست

لازم باشه مامانش سرگرمش میکنه

از یه ایرانی پرسیدند واحد پول شما چیه؟ گفت موقع بدست آوردن ریال موقع خرج کردن تومن موقع رشوه دادن میلیون و موقع اختلاس میلیارد    
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792