2777
2789
من با عکس حیاط خونم شناسایی شدم😩

مگه اشنا دارین تو سایت؟من اشناها و دوستا و هفت جدو ابادمم این سایتو نمیشناسن😂راحتم بخدا

اسمم رهاست. رها صدام کنیدکاربری دووممه کاربر سال "۹۷"هستم. ممنون میشم تاپیک جالبی دیدید تگم کنید. وقتی داشتم کاربری میزدم هرچیو میزدم نمیومد منم عصبی شدم همینو گذاشتم.

خیلی قشنگه خونت ماشاالله

تابلو ساعت وسایل تزیینی کم داره 


❤ تاپیک 💪مانکن های زیبا💪 ❤ سرگروه خزان_نارنجی ❤ زیر گروه قرمز ❤ وزن اول ۸۵ ❤ وزن هدف ۵۵ ❤ شروع ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ ❤ استارت شروع دوم ۱۹ آبان ۱۴۰۱ ❤ وزن شروع ۷۶ ❤ وزن هدف ۵۵ ❤ تاریخ شروع مصرف قرص امشب ۱۹ آبان ۴۰۱ 😅❤ یعنی یادم می مونه ؟ 😅 یه شب در میان 😅❤

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

جای مبلاتم خوب نیست عوض کن جاشون دقیقا جلو در اشپزخونست اونجا یه میز نهار خوری بزار

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی    خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد

خونه ت بزرگه گلم ی دست دیگه مبلمان میخواد با ی میزناهارخوری  

ی استند برای دکوریجات یا گل و گیاه

چند تا تابلو یا مجسمه

کور و کر عشقیم، تو کر من ز تو کر تر !🤨 تو خاک به سر هستی و من خاک به سر تر !😌 گویند که عشّاق جهان، عقل ندارند !🤐 یعنی تو خری، من به مراتب ز تو خر تر !!😑😒🤪🥰
بله من شدم🤕🖐️

ای وااای

چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
مگه اشنا دارین تو سایت؟من اشناها و دوستا و هفت جدو ابادمم این سایتو نمیشناسن😂راحتم بخدا

منم فکر میکردم فقط خودم تنها اینجام ولی...

این فکرو نکن الان کسانی که حتی فکرررررشم نمیکنی از آشناهات هستن

همینجوریش یه شهر بام بَده..تو سمت من باش عذابم نده💔🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶🎶      یکروز بالاخره آخرین کسی که تو رو میشناسه میمیره! و خاطرت برای همیشه فراموش میشه....! پس از زندگیت لذت ببر❣️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز