دوستان من سنی ندارم ولی تو زندگیم خیلی سختی میکشم
پدر مادرم درکم نمیکنن همش بهم سرکوفت میزنن منو کوچیک میکنن همش بهم میگن تو بدی تو کم داری ما تو رو نمیخوایم از همه چی محرومم میکنن از دانشگاه رفتن از باشگاه رفتن کلا تفریحمو ازم گرفتن من سال آخر دبیرستانم دارم تلاش میکنم قبول شم ولی نمیزارن برم دانشگاه
از یه طرف الان چهار ماهه عشقی که دوسال باهم بودیم ولم کرده رفته هنوز رفتنشو نتونستم هضم کنم
دوباره درگیر درس امتحان خوندن واسه کنکورم هستم خیلی تحت فشارم دیگه هیچ امیدی به زندگی ندارم به هیچکس نمیتونم تکیه کنم فقط خودمم هیچ کس حتی خانوادم پشتم نیستن اینهمه خوندم به امید دانشگاه حالا نمیزارن دیگه خسته شدم
فشار روحی روان شکست عشقی یه طرف
فشار استرس درس امتحان یه طرف تحقیر کردن خانوادمم یه طرف😞🙂
خیلی دارم سعی میکنم همیشه بخندم به روی خودم نیاوردم ولی بعضی موقعه ها کم میارم تا الان هزار بار فکر خودکشی به سرم زده
گفتم ازدواج میکنم راحت میشم الان با این وضع جامعه گروهی کو خاستگار
نمیدونم تا کی میتونم تحمل کنم فقط لیوان صبرم لبریز شده