من ۲۳ سالمه درسم تموم شده انلاین شاپ دارم و تو کارم بیشتر با خانوما درارتباطم. پدرم چندساله فوت شده
یه داداش روانی داشتم که تو خونه شدیدا اذیتم میکرد(درحد کتک کاری صب تا شب) تا جایی که دیگه ناراحتی اعصاب گرفتم از دستش و بالاخره بعداز کلی جنگیدن خونه امو از داداشم جدا کردم که با مادرم زندگی کنم
با فامیل مادری قطع ارتباط کردیم بخاطر دعوایی که سر ارثو میراث داشتن و خانواده پدری هم از قدیم با مادرم مشکل داشتن و خیلی رفتو آمد نداشتیم باهاشون حتی الانم که گاهی من نزدیکشون میشم میخوان کینه ای که از مادرم داشتن یه جورایی سر من خالی کنن در نتیجه ارتباط زیادی با فامیل ندارم
این وسطا مادرمم ازدواج کرده و کل ۱۳ روزه عیدو با شوهرش بود که من اصلا نمیدونم کیه و جالبمم نیست برام که بدونم
اینم بگم که تعریف از خود نباشه خوشگلم یعنی هرجا میرم خب دیگران تعریف میکنن ازم اما مسلما خوشگلی به تنهایی برای خوشبختی کافی نیست...
واقعا دیگه تحمل این زندگی رو ندارم دارم به صورت جدی به خودکشی فکر میکنم...موقعیت آشنایی با جنس مخالف هم چون دانشگاهم تموم شده و تو کارمم با خانوما درارتباطم
فقط تو خیابون پیش میاد... که اونم بنظر خودم جالب نیست تو خیابون با کسی آشنا بشی و با یکی دونفرشون که تلفنی صحبت کردم آدمای جالبی نبودن
حالا بنظرتون با همه ی اینا من حق ندارم این زندگی مسخره امو تموم کنم؟😔