سلام
دوستان نمیدونم حرفی که میزنم منطقیه یا نه
من با شخصی ازدواج کردم که ۱۵سال از من بزرگترن وهیچ درکی از همدیگه نداریم هیچ درکی ،،ازدواجمم از روی بچه گی به اصرار خانواده تو سن ۱۷سالگی بود البته الان ۵سال گذشته
مسلما بعد ازدواج وابستگی بوجود میاد هرچند که ازدواج به اجباری داشته باشی ولی خب من چیزی از زندگی مشترک نمیفهمم الان هم باردارم خودم خواستم با اینکه خیلی تو روابط عاطفی مشکل داریم فک کردم این بچه شاید درست کنه ولی الان که باردارم و روحیه م حساس تر متوجه شدم که عشقی بین ما نیست وهیچ احترامی بین ما نمونده
با من باردار دعوا میافته که هیچ باور کنید از لحاظ زیبایی خیلی ازش سر ترم ولی همش به من میگه زشتی و فلانی اونم تو بارداری م با اینکه میدونه دوتا سقط وحشتناک پشت هم داشتم باز مراعات هیچ چیزی نمیکنه
هیچ تفریح و مسافرتی هم تو این ۵سال نداشتیم حتی به اصرار من
خلاصه اینکه زیادن
الان تو بارداری روحیه م حساسه واقعا نمیدونم چی بفهمه چی به ضرر؟؟