سلام من ۱۷سالمه یادم مامانم پسرداییاموخیلی دوس داشت بخاطرهمین بعضی وقتاپیشمون میموندن یادم۱۰سال داشتم یکی ازپسرداییام بهم چشم داشت اوقتی که بدنیااومدم رومون اسم گذاشتن که مامال همیم من ازش خوشم نمیومد اخه خیلی بهم نزدیک میشد به همین روال میگذشت روزی که بهم تجاوزشدرسیداسمش سجاد اون موقع من۱۰سالم بودسجاد۱۴یادمه روزتولدش بوداومدن پیشمون واون شب این اتفاق افتادالان دوباره بهم پیام میده ازهرجابلاکش کنم بایه خط دیگه پیام میده به مامانم بگم یانه