بعد تو این ایام کار غیر کاری داشت که اوکیه
مشکلی ندارم که بخواد بره خونشون ولی انتظار دارم زمان بزاره
یه مشکلی هست که تو جای شلوغ کم طلاقته منم کمتر باهاش میرم این جور جاها
ولی دلم میخواد باهام راه بیاد همون طور که من میام
ا
گاهی هم میاد ولی حالت غر داره نمیدونم چیکار کنم
و دو سه روزی نبوده امروز که اومده زنگ زده بریم یه دور بزنیم
بعدش باز میخواد بره خونه خودشون
انتظار زیادیه امشب رو میذاشت باهم باشیم
الان یک ساعت ربع همطول کشیده نیومده
من واقعا ناراحتم ولی اصلا تا حالا نقطه ضعف نشون ندادم
چیکار کنم الان؟
بهترین رفتار چیه
میخوام بدونه درست نیست ولی نمیدونم چطور بگم
همیشه زمان میذاره ها ولی گاهی اوقات مثل این موقعیت ها عصبی میشم اینطوری میکنه
الکی حساس شدم