بابام خییلی خسیسه اخرین مسافرتمو ده سالگیم رفتم الان ده ساله که نرفتم
امسال گفت میریم ولی بازم انقدر داد و بیداد کرد که پول ندارم و اینا
کلی پول داره ولی خرج خودش میکنه فقط
دلم پوسید تو خونه ، خاله ام عمه ام عموم ، همه رفتن مسافرت کلی استوری میزارن بیشتر دلم میگیره حس میکنم فقط ماییم که هیچ دلخوشی نداریم خیلی متنفرم ازین وضعیت ، به مامانمم که میگم ، بهم میگه حسودی نکن ، نمیفهمه من حسودی نمیکنم ایشالا همه خوش باشن ولی منم خسته شدم دلم میخواست در حد سه روز هم شده برم مسافرت
همگی هم مهمونی خونه مارو کنسل کردن گفتن مسافرتیم ، انگار نه انگار عیده خونمون ماتم کده اس 🙁