یه چیزایی نمیشه دیگه ...ما هم ولش کردیم گذاشتیم که نشه ... شاید بعدا شد یا شاید به جاش یه چیزای دیگه شد 🙂 نمیدونم ، ولی ای کاش می شد... ...۱۴۰۳/۳/۱۹🙃 فقط با من نمی شد؟! ... میشد ، ولی نخواست...
روز مرگم هرکه شیون کند از دور وبرم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید جای تلقین بر بالای سرم دف بزنید شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید روز مرگم وسط سینه من چاک بزنید اندرون دل من یک قلمه تاک زنید روی قبرم بنویسید وفادار برفت ن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت
روز مرگم هرکه شیون کند از دور وبرم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید جای تلقین بر بالای سرم دف بزنید شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید روز مرگم وسط سینه من چاک بزنید اندرون دل من یک قلمه تاک زنید روی قبرم بنویسید وفادار برفت ن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت
روز مرگم هرکه شیون کند از دور وبرم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید جای تلقین بر بالای سرم دف بزنید شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید روز مرگم وسط سینه من چاک بزنید اندرون دل من یک قلمه تاک زنید روی قبرم بنویسید وفادار برفت ن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت