سلام دوستان خوبید
من وسواس خودبیمار پنداری شدید دارم
۱۵ سالمه
گیر داده بودم به وسواس سرطان سینه یه مدت
طی این مدت آنقدر معاینه کردم دست زدم به سینم
یه چیزی خس کردم که تکون میخورد و تقریبا ۷،۸ میل بود البته من اون موقع فکر کردن توده هست و باز استرس و ....
خانوادم اصلا اصلا منو دکتر نمیبرند
فقط مامانم میگفت هیچیت نیست، دست نزن
به خاطر همین استرس داشتم و دست میزدم.
فکر کنم اون که تکون میخورد غدد لنفاوی داخل سینه بوده
حالا الان سه هفته هست غدد لنفاوی گردنم هم یکم متورم شده که اونم فقط با لمس اونم فقط در حالتی که سرم بالا باشه میفهمم
و اینکه عمقیه یعنی نمیتونم بگم متحرک یا نه
حالا اصلا با هر چی کار ندارم
میگم اگر خدای نکرده اون غدد لنفاوی داخل سینه متورم شده باشه و دوراز جون سرطانی شده باشه و زده باشه به گردنم
احتمالا مامانم رسما منو می کشه
ولی من به نظرم اگر اینطور باشه خدایی نکرده
تقصیر خانوادمه چون راحت میتونستن همون اول خیال منو با دکتر یا سونو رفتن راحت کنن
یا حداقل روانشناس و درمان وسواس
ولی اصلا توجه نکردن
همش گریه میکردم ولی این خیالشان نبود
افسردگی گرفتم ولی براشون مهم نبود 😔
مامانم فقط میگفت نترس هیچی نیست، دست نزن
دلم خونه
تروخدا برام دعا کنید 😔