اگر میموندم حقم ضایع میشد
رفتم
حالاکه رفتم پشیمونم
منو همسرم 3سال دوست بودیم
1سالو نیمه ازدواج کردیم
نه طلا، نه مراسم هیچی
بدونه هیچی رفتم باهاش زندگی کردم
گفتم عاشقشم
سر رفیق بازی کردنش زندگيم داره از هم میپاشه
1سالو نیم صبح میره رفیق بازی شب میاد
هر روز سر این موضوع بحث کردیم
حرف زدیم
درست نشد
1سالو نیم رفیق بازی کرد همون صفری که بودیم الان زیر صفریم
وایساد تو صورتم گفت تو لیاقت زندگی خوب رو نداری
عرضه نداشتی زندگیتو جمع کنی
من بخاطر ازدواج با تو کلی بدهی بالا اوردم
درصورتی که خرج من نشده
تا لنگ ظهر خوابید بعدم رفت رفیق بازی
سرکار نرفت
حالا طلبکار من شده
وسیله هامو جمع کردم اومدم خونه بابام
با دلشکسته
بابام میگه تا حالشو جا نیارم ولش نمیکنم
دلم نمیخواد اذیتش کنن
ولی اون چجوری دلش اومد منو اذیت کنه 😭