2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

راستش رو بگم میفهمم عزیزم، کاملا میفهمم. این خیلی طبیعیه یعنی اصلا چیزی نیست که بگیم خب قابل سرزنشه. منم این شکلی بودم، مخصوصا وقتی سنم خیلی کمتر بود و قبل ازدواج، خیلی با دوست‌های همسرم مشکل داشتم. گاهی خیلی بحث پیش میومد بینمون چون با دوست‌هاش بیرون بود. موضوع اینه که ما حسودی میکنیم، چون اون دوست‌ها از جنس خودمونن. ولی از سمت اون پسر، رسما این شکلیه که این‌قدر دختر دیده که حالش بهم میخوره دیگه😂 مثل این میمونه که یه کیک بزرگ شکلاتی پرخامه بذارن جلوی آدم. یه دفعه دو دفعه سه دفعه اول اوکیه، دفعات بعدی اصلا آدم نگاهش هم نمیکنه حتی ترجیح میده بره یه بیسکوییت بخره ولی این کیکه جلوش نباشه. الان برای این بنده خدا هم همینه، وقتی یه بازه زیادی کنار یه سری دختر باشه دیگه اون رفاقت براش کاملا عادی میشه، هیچ حس خاصی برانگیخته نمیشه بینشون حتی اگر دختره خوشش بیاد از طرف😂 میدونم خیلی سخته، برای خود من خیلی طول کشید تا کنار اومدم، الان با دوست‌های دیگه همسرم دوستیم و رفت‌وآمد هم داریم، ولی خب ضررش رو من دیدم چون ارتباطم باهاش صدمه دید اون زمان. چون این شکلی به‌نظر میومد که من اصلا درک نمیکنم که اون هم چهارتا دوست نیاز داره و فقط خودم رو میبینم اونم دیدن بی‌منطق، درحالی که واقعا این حسه آزاردهنده‌ست و همین‌جا هم هستن کلی خانما توی سایت که نمیتونن حتی حرف زدن شوهرشون با یه خانم رو تحمل کنن. یعنی میخوام‌ بگم یه چیزیه که توی هرکسی هست و پیش میاد. من بعد از این که یه دوره دعوا و بحث و تنش داشتیم به این نتیجه رسیدم، حالا اگه این حس اذیتت میکنه کاملا میتونم بفهمم چه شکلیه، تو هم سعی کن به این فکر کنی. میدونی یه زمان هست طرف دورش هیچ دختری ندیده، میاد با تو آشنا میشه، بعد میره تو یه جمع پر دختر مثلا دانشگاهی که همه همکلاسی‌ها دخترن، آدم میگه خب این تاحالا دختر ندیده از کجا معلوم یکی دیگه پیدا نشه به چشمش بهتر باشه؟ ولی وقتی یک عالمه دیده قطعا با چشم باز انتخابش کرده. شاید بد نباشه باهاش صحبت کنی یعنی حالت درددل، نه با گارد، که این حس رو داری و میدونی که اونا هم دوست‌هاش هستن، و دوست داشتی باهاش احساست رو درمیون بذاری چون پارتنرته و میخوای با کمکش یه راه‌حلی برای احساست پیدا کنی، بعد بشینید دوتایی یه راهکاری پیدا کنید که بهت کمک کنه درکنار این که خودت دلایل منطقی برای خودت میاری این احساست هم کم بشه. مثلا وقتی میره بیرون یا خونه دوست‌هاش، هر دو ساعت مثلا یه پیام ساده بهت بده که مثلا عزیزم من این‌جام و داریم فلان کار رو میکنیم و دوستت دارم/دلم برات تنگ شده. یا با هر جزییات دیگه‌ای که حال تورو بهتر میکنه یا اصلا بدون جزییات، چیزی که سرش به توافق برسید. یا مثلا توی اون تایم خودت هم سرگرم یه کاری باشی که دوست داری.

بازم میگم کاملا میفهمم این رو، حتی همین الان هم بعد ازدواج پیش میاد این حس، و خب ناشی از شرایط خاصه ولی میشه یه راهکاری پیدا کرد براش. :)

Wer wartet mit Besonnenheit, Der wird belohnt zur rechten Zeit

راستش رو بگم میفهمم عزیزم، کاملا میفهمم. این خیلی طبیعیه یعنی اصلا چیزی نیست که بگیم خب قابل سرزنشه. ...

مرسی واقعا ، حرفاتون کمک بزرگی به من و به رابطمون میکنه و خیلی مطمئنم بهم قراره ارامش بره سر اینجور موارد:)

چون هروقت که اونجوری میشد از ناراحتی و عصبانیت تو خودم میرفتم و تپش قلب میگرفتم 

مرسی🙂💚

مرسی واقعا ، حرفاتون کمک بزرگی به من و به رابطمون میکنه و خیلی مطمئنم بهم قراره ارامش بره سر اینجور ...

خواهش میکنم عزیزم سلامت باشی، میفهمم چی میگی، حرف زدن درباره‌ش شاید سخت باشه ولی همیشه کمک میکنه به رابطه، حتما با پارتنرت حرف بزن درباره‌ش حال جفتتون بهتر میشه❤️❤️

Wer wartet mit Besonnenheit, Der wird belohnt zur rechten Zeit

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792