ما با خانواده شوهرم رفتیم بیرون برای گردش و من غذا پختنم و وسیله آماده کردم و بعد از کلی بیرون بودن خانوادش گفتن ما غذا نداریم هرجا میرفتی رستوران یا نبود یا شلوغ بود بعد بلاخره یه جای پرت پیدا کردند ما هم کلی دنبالشون رفتن رستوران غذا خوردن شوهرم رفت با اونا و تو رستوران به من گفت تو میخوای تو ماشین بمون بچه را بگیری من نمیتونم بیام غذا تو را بخورم جلو اونا زشته میخوای تو هم بیا تو منم گفتم من کلی زحمت کشیدم به من بی احترامی کردی اونم مگه چی شده منم دیگه باهاش حرف نزدم خودش رفت غذا شا خورد و برگشت
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
هم وقتشو داری ... هم فرصتش پیش اومده ... هم کسی اصلا نمیفهمه ... ولی چون اشتباهه از انجام دادنش منصرف میشی...! این معنای دقیقه اصالته...راه پنهانی میخانه ندانند همه کس! جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر...!
حق داری والا من بودم میکشتمش،ولی عزیزم بیرون رفتنی با یه خانواده دیگه باید همگی هماهنگ شین یا از خونه غذا ببرین یا برین رستوران نمیشه که یکی غذای خونگی بخوره یکی بره رستوران
لطف میکنی برای شادی روح بابای عزیزم صلوات بفرستی😘😘
من برای مادر شوهرم و یه برادر شوهرم پختم دوتا شون غذا نداشتن من هرچی گفتم با ما بخورن یا بگیرن بیان باهم دور هن بخوریم من زحمت کشیدم اصلا محل ندادن رفتن رستوران و به شوهرم گفتن غذا را شب بخورید منم به شوهرم گفتم این همه را تو شب میخوری کار به غذا ندارم شما منا کوچیک کردید