من یه رابطه دوستی عاشقانه داشتم که طرف از روز اول کلی مهربونی میکرد بیرون میبرد و کادو میخرید و همه چی بینمون عالی بود همش میگفتم که عاشقم هست و مرگش جدا شدن از کنه و حتی با کار هاش و از خود گذشتگی هاش و حساسیتاش نشون میداد نه فقط حرف...برام جای همه چیزو پر میکرد رو کوچیک ترین مسائلم حساس بود و همه جوره هوای منو داشت...این چیزا هم باعث میشد من عیب هاشو نبینم...مثل عصبی بودن...شکاک بودن...تهدید..اعتیاد به سیگار...نداشتن ظاهر خوب ...خانواده ی بد...حرف زدن از روابط گذشته ..و کارای خلاف تو گذتشتش کرده بود بی احترامی ها....و خیلی چیزا...من خیلی دلیل ها داشتم که تموم کنم اون رابطرو ولی بخاطر اینکه فکر میکردم عشقش واقعیه جنگیدم با همه اون کاستی ها و گفتم درست میشه...ولی یک دفعه سر به بحث جزئی که من میکردم و ازش میخواستم بیشتر اهمیت و وقت بزاره ...فقط برا چند تا دعوا و گیر دادن گفت ما به درد هم نمیخوریم و رفت...مگه میشه برا چیز به این کوچیکی رفت؟؟؟ من این همه چیز دیده بودم و از چشمم نیفتاده بود ... واقعا نمیدونم و شوکه شدم...شما از این روابط داشتین که از خیلی چیزا بگذرین و طرف برا یچیز الکی ول کنه بره؟؟ من واقعا ازش مطمئن بودم...من فقط بخاطر اینکه فکر میکردم عشقش واقعیه موندم به پاش ولی رکب خوردم