2777
2789
فقط یه کمربند خاص طلایی داشت خیلی تو‌چشم بود برق میزد همین تو ذهنمه اصلا تا دیدمش جیشی که داشتم کلا ...

😂

وای باز علاقه مند شدم به جن😍 دلم میخواد ببینم یا دوست باشیم باهم

ࡅ߳و ࡅ߳ܝ̇ߺܣߊ ߊ‌حࡅ߳یߊ‌ܥܼܢ ܦ̈ܠܥ̣ߺ ܩܝ̇ߺی...❥   ﮼‌بی‌حسیِ‌مُطلق‌نسبت‌به‌همه‌چیز...                                           « غَریبه های زیادٓی میبینَم ك رِفیق ترینم بودَن!                 ایمانتان‌بویِ‌گناه‌میدَهد..    

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت ۴۵ دقیقه‌ای دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی داره، هم یه کد ۴۵۰ هزار تومنی داره.

کد: NS450

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

خب حالا که کار از کار گذشت بزار اینم بگم  تقریبا ده دوازده سال یا بین این بودم  اون موقع ...

من تاحالا نشده اینجوری ببینم ولی یسری با پسرخالمو پسر داییم گنده بازی دراوردم رفتیم کنار یه چیزی مثه برکه بود اون وسط یه چیزی مثله دختر بود ک سرشو خم کرده بودو موهاش ریخته بود جلوش تو فاصله نیم ثانیه به اندازه یه پلک زدن از وسط اون برکه اومد کنار برکه بد خیلیم صدای جیغ زنونه میومد انقد ترسیده بودیم خیلی ترسناک بود خیلی پسر خالم تا به مدت نمیتونست حرف بزنه😂😂

هر مدلی میخوابم ولی اهل غلت خوردن نیستم  هر وری بخوابم خسته بشم جامو عوض میکنم  خوابم سب ...

منم اهل تکون خوردن تو خواب نیستم این پهلوم درد بگیره میچرخم به اون پهلو😂

ࡅ߳و ࡅ߳ܝ̇ߺܣߊ ߊ‌حࡅ߳یߊ‌ܥܼܢ ܦ̈ܠܥ̣ߺ ܩܝ̇ߺی...❥   ﮼‌بی‌حسیِ‌مُطلق‌نسبت‌به‌همه‌چیز...                                           « غَریبه های زیادٓی میبینَم ك رِفیق ترینم بودَن!                 ایمانتان‌بویِ‌گناه‌میدَهد..    

نههههه

من چند شب پیش خواب بودم روحم جدا شده بود داشتم جسممو می‌دیدم حتی می‌دیدم شوهر تره صدام می‌کنه صورتمو گرفته بود تموم میداد همشو داشتم می‌دیدم یهو یا یه احساس بدی ک انگار از یه جایی پرت شم پایین بیدار شدم

شوهرم می‌گفت نمیتونستی نفس بکشی 😂🤦🏻‍♀️ 

من خوابم گرفته صبح هم ساعت ۸ باید بیدار شم

ࡅ߳و ࡅ߳ܝ̇ߺܣߊ ߊ‌حࡅ߳یߊ‌ܥܼܢ ܦ̈ܠܥ̣ߺ ܩܝ̇ߺی...❥   ﮼‌بی‌حسیِ‌مُطلق‌نسبت‌به‌همه‌چیز...                                           « غَریبه های زیادٓی میبینَم ك رِفیق ترینم بودَن!                 ایمانتان‌بویِ‌گناه‌میدَهد..    

😂 وای باز علاقه مند شدم به جن😍 دلم میخواد ببینم یا دوست باشیم باهم

نمیدونم جن بود یا چی ولی واقعا ترسیدم 

خواهرم یکی رو دیده بود وسط ظهر وقتی مامانم داشته لباس پهن میکرده ابجیم نشسته بوده یه گوشه 

میگه یه مرد خیلی قدددد بلندددد اومد پیشم 

و فقط یه جمله بهش‌گفته 

اونم این بوده که قدر مادرتو بدون و اذیتش نکن هیچ وقت 

ابجیمم کوچیک بوده وقتی دیده 

میگه همون مرده کلااااا سفید پوش با کمربند طلایی بوده من دقیقا بر عکسش رو دیدم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز