2777
2789
نه ٥سال زندگي مشترك داشتيم هميشه شك داشتم بچه نياوردم كه شكم به يقين تبديل شد

چه جوری شکت به یقین تبدیل شد

یعنی ازکجا مطمئن شدی؟ 


آخه منم به شوهرم شک دارم

ولی هیچی توگوشیاش نیست وگوشیاش همیشه دست من بوده وبدون رمز بودن

در آیینه زنی می بینم....زیبا، سرسخت، مغرور و تنها،عجب قدرتی دارد چشمانش…..این قدرت هر آینده ای را شکوه مند می سازد!

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چقدر مثل منی من ۳ بار بخشیدم . ولی بار اخر دیگه نتونستم . قلبم مرد دیگه. الان سردترین زن عالمم.&nbs ...

دقیقاا خود شوهرمم میگ سنگ شدی من خیلی با احساس و عاطفی بودم جوری شدنصبت ب بچهامم سرد شدم همین ی ساعت پیش حرفش شد گفتم از ی جایی ب بعد ب این نتیجه میرسی کمتر محبت کنی و وابستع نشی تا بعدا خودت نسوزی..

دقیقاا خود شوهرمم میگ سنگ شدی من خیلی با احساس و عاطفی بودم جوری شدنصبت ب بچهامم سرد شدم همین ی ساعت ...

من نسبت به تمام عالم غیر از بچم سرد شدم

نه دیگه دلی دارم که به خانوادم محبت کنم نه دوستانم نه شوهرم . فقط بچم

چقدر مثل منی من ۳ بار بخشیدم . ولی بار اخر دیگه نتونستم . قلبم مرد دیگه. الان سردترین زن عالمم.&nbs ...

فک نکنم اندازه من کسی سوخته .خاکسترم ب جا مونده .همش الکی میخندم پا میشم منو خیلی وقته کشته

۳۵

من ۲۰ سالمه خیلی جوونم کاش همسن شما بودم انقد نمیسوختم حیف جوونیم که داره حروم میشه ..

جالبش اینجاس من بخاطر بچهام برگشتم که بالا سر بچهام باشم اختیارشونم ندارم!!

پدرشوهرم زوری بچمو میخاد با خودش ببره شهرستان حتی شبام نمیزاره بمونه  پیشم 😑

نع اخه اصلا بهش حس ندارم هر لحظه که میگذره بیشتر مریض میشم انگار با ی مرد غریبه تو یه خونم هیچی باه ...

میفهمم عزیزم، واقعا سخته ولی تو از این مشکل قوی تر هستی.


خودتو دست کم نگیر، تو میتونی هر جور اراده کنی، رابطه تون را مدیریت کنی، چون یک مادر هستی و خدا به مادرها خیلی قدرت داده. 

این زندگی هم متعلق به توئه، پس از دست اش نده.

این همسر هم همسر قانونی توئه و مال توئه.


با بچه ات با هم ۳ تایی یک مسافرت کوچیک بروید، 

به خد بچه ها عاشق این هستن که پدر و مادرشون با هم خوب باشند، چون احساس امنیت می کنند.



من ۲۰ سالمه خیلی جوونم کاش همسن شما بودم انقد نمیسوختم حیف جوونیم که داره حروم میشه .. جالبش اینجاس ...

الهی.....

منم کاش جوون بودم و بچه نداشتم جدا میشدم

۱۵ سال آرام زندگی کردم باهاش ولی خب چیزی از من نموند. 

از چشمام بیشتر بهش اعتماد داشتم . میگفتم ممکنه از من خطا سر بزنه ولی از شوهرم نه. باورام فرو ریخت خواهر. ۱ ساله درگیر این خیانتاش شدم. ما با هم زندگی کردیم با اینکه دنیامون  یه دنیا متفاوت بود با هم . اون متوجه نبود چون من خودمو وفق میدادم باهاش. تنها چیزی که ما رو کنار هم نگه داشت رابطه بود. چون من بینهایت گرم بودم. اصلا یه چیزی میگم باورت نمیشه. بعدم که بچه اومد دیگه با همه چیز کنار اومدم. الان دیگه کاری کرده سرد شدم جوری که خودمم باورم نمیشه

میفهمم عزیزم، واقعا سخته ولی تو از این مشکل قوی تر هستی. خودتو دست کم نگیر، تو میتونی هر جور ارا ...

من یجور دیگ نگا میکنم..

اونکه یه مدت من گدای محبتش بودم تو حاملگی محل ببخشید سگ بهم نمیداد تو ۷ماهگی انقدبهم استرس داد میگف جداشیم و این حرفا بچم نارس ب دنیا اومد توی هشت ماهگی 

اون یکیو به من ترجیح دادع بهتر ک نباشه الانم اگ ز ندگی میکنم بخاطر بچهامه ولی دگ ب شوهرم محبت نمیکنم ینی نمیتونم ازش متنفر شدم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

🍫✨

آوایرا | 4 دقیقه پیش

خانما بیاین

mamtati1370 | 5 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  3 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  3 ساعت پیش