2777
2789

کدوم ؟

یروز با رفیقا رفتیم یه جشنی مجری جشن یه اقای محترمی برام بود خیلی فرده خوشگلی برام بو یکی از دوستام گفت مجری جشن خیلی خوشگله، بد شیطونی کردیم براش از دور دست بردیم بالا و قلب دادیمو این چیزا وقتی دید، یه لبخند عمیقی زد که رفت تو دلم!به رفیقام گفتم اونا مسخرم کردن گفتن اصلا خوب نیس  خیلی ازت بزرگتره توجه نکردم امدم خونه  (چون مجری بود یکی دوتا ازعکساش تو گوگل بود) زدم گوگل با هزارو یک زحمت پیداش کردم  عکسشو دیدم گریه کردم تو درسام افت کردم از ذهنمم نمیرفت بیرونن همه بچه ها مسخرم میکردن ، تا یک روز زنگ ورزش بود بهش فکر کردم با خودم گفتم خدا جون فقط یکبار دیگ ببینمش ، یلحظه در حیاط مدرسه باز شد و اون امد تو من دیدمش 🥺 یهو غش کردم فشارم افتاد همه بچه ها امدن دورمو گرفتن بهم اب دادن منو نشوندن رو صندلی ، همونی که گفته بود خیلی خوشگله  بهم گفت دیدیش با اشک گفتم اره ،گفت چرا گریه میکنی گفتم چون دوسش دارم ولی نمیتونم ببینمش ،گفت میدونی چند سالشه ،گفتم اره گفت جای داداش بزرگته ،گفتم دست خودم نیس و اون رفت بعدش یه دوستم کلی دلداریم دادو باهام صحبت کرد امدم خونه پیجش دنبال کردم قفل بود تو اون چند روز که پیجش بسته بود رفتم تو پیج رفیقاش چمیدونم مجری گریش از هر راهی شده عکساشو دیدم لایکش کردم قربون صدقش رفتم چند رو گذشت درخواستم قبول کرد بهترین لحظه زندیگممممممم بود حدود ۱ ماه گذشت به دلایلی اینیستاگرام رو حذف کردم و با گریه ازش گذشتمم، تو این لحظات از زندگیم به ۲ چیز رسیدم و درکش کردم عشق و اینکه خدا همیشه هوامو داره ❤  

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بذار

۱^هر وقت خواستی به اسم با نمک بودن حرفیو بزنی اول از خودت بپرس اگه یکی اونو به خودت بگه اسم اون آدمو چی میذاری؟۲^اگه جایی از حرفم توهین به قشر یا گروه خاصی بود و باعث شد بهتون بر بخوره بگین من عذرخواهی کنم

پولتو از سر جوب پیدا کردی...⁦☹️⁩

چند روزی آسمان نزدیک است،لحظه ها را دریاب.⚡هر روزه دار هنگام افطار یک دعای اجابت شده دارد،پس در اولین لقمه افطار بگو؛بنام خدا،خدایی که آمرزش او وسیع است،مرا ببخش.🤲
پولتو از سر جوب پیدا کردی...⁦☹️⁩

میخواستم بگم 

من پولم نمیرسه اونایی که میخوام رو بگیرم .دونه دونع میخرم😂

۱^هر وقت خواستی به اسم با نمک بودن حرفیو بزنی اول از خودت بپرس اگه یکی اونو به خودت بگه اسم اون آدمو چی میذاری؟۲^اگه جایی از حرفم توهین به قشر یا گروه خاصی بود و باعث شد بهتون بر بخوره بگین من عذرخواهی کنم

بزارررررر دیه

یروز با رفیقا رفتیم یه جشنی مجری جشن یه اقای محترمی برام بود خیلی فرده خوشگلی برام بو یکی از دوستام گفت مجری جشن خیلی خوشگله، بد شیطونی کردیم براش از دور دست بردیم بالا و قلب دادیمو این چیزا وقتی دید، یه لبخند عمیقی زد که رفت تو دلم!به رفیقام گفتم اونا مسخرم کردن گفتن اصلا خوب نیس  خیلی ازت بزرگتره توجه نکردم امدم خونه  (چون مجری بود یکی دوتا ازعکساش تو گوگل بود) زدم گوگل با هزارو یک زحمت پیداش کردم  عکسشو دیدم گریه کردم تو درسام افت کردم از ذهنمم نمیرفت بیرونن همه بچه ها مسخرم میکردن ، تا یک روز زنگ ورزش بود بهش فکر کردم با خودم گفتم خدا جون فقط یکبار دیگ ببینمش ، یلحظه در حیاط مدرسه باز شد و اون امد تو من دیدمش 🥺 یهو غش کردم فشارم افتاد همه بچه ها امدن دورمو گرفتن بهم اب دادن منو نشوندن رو صندلی ، همونی که گفته بود خیلی خوشگله  بهم گفت دیدیش با اشک گفتم اره ،گفت چرا گریه میکنی گفتم چون دوسش دارم ولی نمیتونم ببینمش ،گفت میدونی چند سالشه ،گفتم اره گفت جای داداش بزرگته ،گفتم دست خودم نیس و اون رفت بعدش یه دوستم کلی دلداریم دادو باهام صحبت کرد امدم خونه پیجش دنبال کردم قفل بود تو اون چند روز که پیجش بسته بود رفتم تو پیج رفیقاش چمیدونم مجری گریش از هر راهی شده عکساشو دیدم لایکش کردم قربون صدقش رفتم چند رو گذشت درخواستم قبول کرد بهترین لحظه زندیگممممممم بود حدود ۱ ماه گذشت به دلایلی اینیستاگرام رو حذف کردم و با گریه ازش گذشتمم، تو این لحظات از زندگیم به ۲ چیز رسیدم و درکش کردم عشق و اینکه خدا همیشه هوامو داره ❤  
میخواستم بگم  من پولم نمیرسه اونایی که میخوام رو بگیرم .دونه دونع میخرم😂

🤣🤣🤣

چند روزی آسمان نزدیک است،لحظه ها را دریاب.⚡هر روزه دار هنگام افطار یک دعای اجابت شده دارد،پس در اولین لقمه افطار بگو؛بنام خدا،خدایی که آمرزش او وسیع است،مرا ببخش.🤲

شب بخیر 😂😂

یروز با رفیقا رفتیم یه جشنی مجری جشن یه اقای محترمی برام بود خیلی فرده خوشگلی برام بو یکی از دوستام گفت مجری جشن خیلی خوشگله، بد شیطونی کردیم براش از دور دست بردیم بالا و قلب دادیمو این چیزا وقتی دید، یه لبخند عمیقی زد که رفت تو دلم!به رفیقام گفتم اونا مسخرم کردن گفتن اصلا خوب نیس  خیلی ازت بزرگتره توجه نکردم امدم خونه  (چون مجری بود یکی دوتا ازعکساش تو گوگل بود) زدم گوگل با هزارو یک زحمت پیداش کردم  عکسشو دیدم گریه کردم تو درسام افت کردم از ذهنمم نمیرفت بیرونن همه بچه ها مسخرم میکردن ، تا یک روز زنگ ورزش بود بهش فکر کردم با خودم گفتم خدا جون فقط یکبار دیگ ببینمش ، یلحظه در حیاط مدرسه باز شد و اون امد تو من دیدمش 🥺 یهو غش کردم فشارم افتاد همه بچه ها امدن دورمو گرفتن بهم اب دادن منو نشوندن رو صندلی ، همونی که گفته بود خیلی خوشگله  بهم گفت دیدیش با اشک گفتم اره ،گفت چرا گریه میکنی گفتم چون دوسش دارم ولی نمیتونم ببینمش ،گفت میدونی چند سالشه ،گفتم اره گفت جای داداش بزرگته ،گفتم دست خودم نیس و اون رفت بعدش یه دوستم کلی دلداریم دادو باهام صحبت کرد امدم خونه پیجش دنبال کردم قفل بود تو اون چند روز که پیجش بسته بود رفتم تو پیج رفیقاش چمیدونم مجری گریش از هر راهی شده عکساشو دیدم لایکش کردم قربون صدقش رفتم چند رو گذشت درخواستم قبول کرد بهترین لحظه زندیگممممممم بود حدود ۱ ماه گذشت به دلایلی اینیستاگرام رو حذف کردم و با گریه ازش گذشتمم، تو این لحظات از زندگیم به ۲ چیز رسیدم و درکش کردم عشق و اینکه خدا همیشه هوامو داره ❤  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز