2777
2789
عنوان

واعظ و کدخدا

33 بازدید | 0 پست

واعظی منبری رفت و سخنرانی جالبی ارائه داد.

کدخدا که خیلی لذت برده بود به واعظ گفت:

روزی که می‌خواهی از این روستا بروی بیا سه کیسه برنج از من بگیر.

واعظ شادمان شد و تشکر کرد...

روز آخر در خانه‌ی کدخدا رفت و از کیسه‌های برنج سراغ گرفت...

کدخدا گفت:

راستش برنجی در کار نیست...

آن روز منبر جالبی رفتی من خیلی خوشم آمد و گفتم  :


من هم یک چیزی بگویم که تو خوشت بیاید!

اگه جواب بی ادبیتو نمیدم به این دلیل نیس که جوابی ندارم به این جمله اعتقاد دارم که هیچگاه باخوک کشتی نگیر زیرا تولجن مال میشوی واو لذت میبرد وگرنه جواب واسه امثال تو فراوونه🙌🙌🙌
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

دندون درد

fhsjkk | 21 ثانیه پیش
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز