یه لحظه غافل شدم رفتم اشپزخونه برگشتم دیدم داره ناله میکنه و داداش بزرگش بالاسرشه یجورایی پاشنه پاش روی صورتشه.ینی ی پا رو دسته مبل ی پا رو صورت این.
دیدم سریع اروم شد ولی الان یهو دید تو فاصله دو میلی چشمش لکه خون افتاده.ن غلیظ ها..یجورایی صورتی تیره یا قرمز کمرنگ
۴۵روزش
فردا لعنتی پنجشنبس
چ غلطی کنم؟
بخدا دارم جون میدم
بیناییشم سایه ه رو دنبال میکنه ولی شاید داره با اون یکی چشمش میبینه
چشم سالمش میگیرم تا ببینم چی میکنه واکنش چندانی ندیدم.اصلا واینمیسته ب چشماش دس بزنی تو حالت عادی .