سختی هایی که کشیدی عزیزم نازدادن بود برامن
سختی یعنی توبچگی دوسالگی یتیم بشی
توخونه اینواون زندگی کنی بامنت
یعنی حسرت عروسک
حسرت پدرو مادرداشتن
سختی یعنی حسرت لباس نو
سختی یعنی سر نخواستنت دعوا باشه
یعنی تاچشم باز نکردی از کودکی بیرون نیومدی شوهرت بدن
که سربار نباشی
سختی یعنی توخونه شوهر هم بچه دارنشی نخوانت
یعنی طلاقت بدن
سختی یعنی توسن کم مطلقه بشی و اواره کوچه و خیابون بشی
سختی یعنی شب توپارک بخوابی
سختی یعنی باهزار مصیبت دوباره ازدواج کنی بخاطر سرپناه
بگی نازایی
ولی بعد ۱۸ سال زندگی و کتک
زخم زبون باز بخاطر سقط بزننت
عزیزم میشه دوتا از سختی هایی که کشیدی رو بگی لطفا؟
خواهش میکنم بگو
بعد قضاوت کن