سلام اسی تاپیک قبلتو کامل خوندم واقعا حس کردم اکثر کامنتا نفسشون ازجای گرم بلند میشه..
اخه دختر20ساله ای ک تو روستا با ناپدری زندگی میکنه اونم تو اییین شرایط جامعه واقعا چیکار میتونه بکنه خدایی
همون کنکور دادن هم کلیییی خرج داره،تازه دانشگاه روزانه هم قبول شی انقدر خرجای خودت ومتفرقه میاد تو دست و بالت
تو از شرایطت معلومه ک با این وضعیت تقریبا غیرممکنه مستقل شی،میتونی قبول نکنی بخاطر چرت و پرتای مردم و لکه ننگ و حرفای مزخرف و بشینی تا اخر با یکی از همون معتاد بیکارا ازدواج کنی و هی افسرده تر شی
یاهم همونطور ک دوستان گفتن با وکالت طلاق و اگاهی و بدون اطلاع دادن ب هیییچکس اینو قبول کنی،زودترتصمیمتو بگیر دیدی طرف پس فردا مرد تو موندی و پشیمونی
ادم پول داشته باشه خوشحالم میتونه بشه ول کن این حرفای رویایی ک ترجیح میدم عشق باشه و ترجیح میدم خودم ایندمو بسازم،انگار شرایط تورو نمیبینن
حتما با گرفتن وکالت طلاق و اینا قبول کن اخه ی پیرمرد دیالیزی90ساله ک پوشک میشه چیکااارمیتونه بکنه