من ۱۸ ماهه تقریبا نامزدم
شوهرم فرد خیلی خوبیه مهربونه خوش اخلاقه ولی خیلی زود عصبی میشه و اینکه خیلی منطقیه
شغلش ازاد هست ولی لیسانس انسانی داره وضع مالیش خوبه
و اینم بگم خیلی میل جنسیش بالا هست بعضی موقع ها فک میکنم منو فقط به خاطر هوسش میخواد و این حرفا
ما از بس بهم وابسته ایم و همو دوس داریم سره هر چیزی دعوا میکنیم و از پنج روز یه بار قهریم
تنها مشکله من اینکه اون تویه تنهاییهامون خیلی خوب بهم محبت میکنه نوازش میکنه ولی تو جمع محبتش کمه
نه اینکه محبت نکنه ها مثلا یه بار جلوی خانوادش خیلی خوب بهم توجه میکنه بهم عذا اینا تعارف میکنه یا مثلا از دم در میام پامیشه ولی بعضی موقع ها هم هست که یواشکی محبت میکنه که من احساس کنم خجالت میکشه فقط برا من اینطوره
و واس خواهر زاده هاش و خواهراش خیلی خوب محبت میکنه و تو اینجور موقع ها هم من احساس تنهایی و خقارت میکنم که چه جور عاشقیع که خیلی خوب بلده تو جنع واس خواهرش محبت کنه ولی واس من نه
خسته شدم از بس فک کردم و کلافه شدم دیگه
احساس میکنم یه خونه بریم این هرروز بد تر میشه و جلو جنع منو دیگه حسابم نمیکنه