2777
2789

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

امواج موبایل بله رو جنین تاثیرر میزاره .دکترمنم میگفت .


متاسفانه الان همه خونه ها پر از اواج وایفای هست.خودم وقتی باردار بودم بعد از استفاده خاموشش میکردم ولی مال همسایه ها خیلی با قدرت بیشتر رو گوشیم میوفتاد پس هرکاری هم کنیم بازم هست

متاسفانه الان همه خونه ها پر از اواج وایفای هست.خودم وقتی باردار بودم بعد از استفاده خاموشش میکردم ...

اره هست ولی خب میشه کمترش کرد . مثل شما بعد استفاده خاموش کنیم . اگه این اطلاع رسانی رو کنیم بیشتریا بعد استفاده خاموش‌میکنن مودمشون .  

چجوری سرگرم کنن خودمو

 خب گوشیت بزار رو حالت هواپیما یه سری نرم افزار قبلش دانلود کن حالا داستان یا هرچی. بعدش با همونا سرگرم کن خودت. والا من که اینقد حالم. بد بچد موقع بارداریم که اصلا حوصله گوشی نداشتم

[QUOTE=229788576]اره هست ولی خب میشه کمترش کرد . مثل شما بعد استفاده خاموش کنیم . اگه این اطلاع رسانی رو کنیم بیشتریا ...[/QUOT

اگه واقعا رعایت بشه که عالیه چون میشه مدیریتش کرد.من بارها به همسایمون تذکر دادم که باردارم و خونمون پر از موجه لطفا بعد از استفاده خاموشش کنین یا حداقل شبا موقع خواب.ولی حتی یکبارم رعایت نکردن.همیشه هم نگران بچم بودم

البته بگم بارداریام ناموفق بود پنح وشش ماهه  سقط شدن .


مثل من و اینبار که بچم شش ماهه بدنیا اومد.سه ماه گذشته و من هنوز نتونستم کنار بیام هرشب کارم گریه س.از خدا میخوام دامن جفتمونو امسال با بچه های سالم و صالح سبز کنه

عزیزم یکی از استادای ما دکترا داشتن و رادیولوژی باهامون کارمیکردن

گوشیشون رو تو جیب رو قلبشون میذاشتن یکی از بچه ها گفت برا قلب بده

کلی خندید و گفت ما داریم در دنیایی از امواج زندگی می‌کنیم پس این فکرا بیهوده ست. 

کاملا هم حق با ایشون بود. 

مثل من و اینبار که بچم شش ماهه بدنیا اومد.سه ماه گذشته و من هنوز نتونستم کنار بیام هرشب کارم گریه س. ...

اخی فداتبشم ابجی گلم اون دنیا یه در بهشت داریم ابجی جونم .صلاح خدا بوده . منم تا یه مدتی نمیتونستم کنار بیام . منو سر دومی که شش ماهه بود کورتاژ کردن . بعد به هوش‌اومدنم فقط گریه میکردم با صدای بلند میگفتم کی کریر سوار بشه؟ کی‌کالسکه سوار بشه کی بااسباب بازیا بازی کنه . کل پرسنل بیمارستان دکترها چه خانوم چه آقا دور تختم جمع شده بودن منو اروم کنن . اخرسر یکی از پزشک های آقا گفت اگه ساکت نشی مجبوریم مورفین بهت تزریق کنیم اونوقت به دلیل خونریزی زیاد معلوم نیس چه بلایی سرت میاد. وخیلی دلداریم دادن ویکم ساکت شدم . من که. سر سقط اولیم به حدی کم خون بودم که میخاستن خون تزریق کنن نزاشتم . دکتر بیمارستان هم گفت وقتی رضایت ندتره مثل عمل پیونده ممکنه پس بزنه وبدتر بشه 

والحمدلله کم خونیم کم کم بعد چند سال بهتر شد .

ابجی جونم انشاالله خدا به هردومون نی نی یای تپل بده فقط خودت تقویت کن ابجی گلم .

اخی فداتبشم ابجی گلم اون دنیا یه در بهشت داریم ابجی جونم .صلاح خدا بوده . منم تا یه مدتی نمیتونستم ک ...


عزیز دلم از اعماق وجودم درکت میکنم چون اینارو منم کشیدم.لحظه ای که بچم ناباورانه بدنیا اومد و بچه رو بردن برا دستگاه و من تنهای تنها رو تخت نشسته بودم و با اذانی که برای خانم کناریم که در حال زایمان بود گذاشته بودن زار میزدم.زایمان سختم یه طرف و حال بدم یه طرف.تا خود صبح انگار برقم میگرفت و هی مینشستم و آه میکشیدم خواهرم میگفت دراز بکش خوب نیس برات میگفتم طاقتم نمیاد میخوام که بلند شم راه برم بیقرارم برو از بچه برام خبری بیار.یازده روز بچم بستری بود که یازده سال پیر شدم ینی بجایی رسید که از خدا میخواستم دیگه پسرمو ازبودن تو این دنیا راحت کنه و دیگه شاهد زجر کشیدنش نباشم.

راستی نی نی شما چی بود و شش ماهه مگه کورتاژ میشه؟

مشکل چی بود که زایمان کردین؟

الهی که دعای خیرت در حق خودمون و تمام مناظرا به بهترین شکل ممکن بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792