بچه ها من چندسال پیش با پسرخاله بابام دوست بودم که شهرستانین لیسانس حسابداری مغاز لوازم یدکی داره پولدارن ولی باهاش کات کردم وقتی وارد دانشگاه شدم خیلییییییییییی دوستم داش ولی نمیدونم چرا وارد دانشگاه شدم از چشمم افتاد الانم دوسم داره حتی اسممو تتو کرد رو دستش خیلی دوسم داره خیلی ولی حس می کنم بهم نمیخوره من خودم حقوق میخونم بابام دکتر همه خانوادم دکتری دارن اونم باباش مدیر مدرسس هم دوسش دارم هم میترسم زده بشم خیلییییی محبت میکنه خیلییییی نمید نم چیکار کنم از ی ور میترسم هیچکس مث اون دوسم نداشته باشه اون حتی چندسالم گذشته باز دوسم داره از ی طرف میترسم نتونم تحمل کنم