من مجردم , لیسانس و شاغل رسمی,سال آینده هم از طرف کارم ساکن یه کشور عربی میشم,ظاهرم هم زشت نیست,پسره مهندس عمران ٦سال زندگی کرده و الان ٥ ساله جدا شده,تو شرکت بازسازی منازل و نما و دکوراسیون کار میکنه که الان مدتهاست کار ندارن و بیکاره,در واقع پسره دنبال کار بود,
یه آپارتمان داره و ماشین هم پراید داشت که فروخت و الان ماشیمن نداره,پدر و مادرش هم جدا شدن و با مامانش زندگی میکنه,انگشتر گذاشته بودن,اخلاقش عالی بود ولی هو دو ماه بعدش بخاطر گذشته بدی که داشته افسردگی گرفت و خودش کات کرد,خیلی آخرش دعوا کردیم,التماس کرد حلالش کنم و اعتماد کنم که مجبوره کات کنه ولی من نبخشیدمش,اعتماد به نفسم صفر شده