هیچ وقت هم قبلا نتونستم اونجور ک باید افسردگی و درک کنم...
ولی وقتی خودم دچارش شدم فهمیدم ی دردیه ک اصلا نمیدونی چجوری توصیفش کنی..
میخوای خوب شی ولی نمیشه..
کم کم آب میشی انگار..
با گذشت زمان ریشه میکنه...
الان من دائم نگرانم، شده ی فوبیا ک عزیزام افسردگی نگیرن، من خیلی تاحالا مقاوت کردم ولی نگرانم، اینکه اونایی ک برام عزیزن دچارش بشن و نتونن مقاومت کنن، خودم حالم خوب نیست..
ولی نگران اونام هستم.. 💔