سه تا شلوار و ی لباس و ی کفش خودش شد چهار میلیون،امروز دیگه عصبی بودم پریدم بهش،گفتم چرا تا اون سره شهر و بازار منو میبری هزارتا جامیچرخی،ولی سمت کیف میرم نمیپسندم میگی ولش کن بعد عید،ده بار گفت حالا مهم نیست بعد عید بگیر،گفتم چهار تا وسیله خودت شده آنقدر مال من دوتومن هم نشده،تو دلت نمیاد من چیز گرون بخرم,من ارزش ندارم ،دیگه شدید دعوامون شد و رفت اتاق